تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
« در مجلس بودند گويا فقط دو سه نفر با تفنگ در روى سنگرهاى مسجد و مناره‌ها » « قبل از وقت حاضر شده بودند يك تفنگ كه از طرف آنها خالى شد جمعيت در مجلس را » « متفرق ساخت و » پ 156 حاجى ملك المتكلمين « اراذل و اوباش » « جسارت خوددارى » « در درب مجلس » « نكرده هياهوكنان » « و بمشروطيت بد - » « گويان رو بميدان » « توپخانه نهادند . . . » « هر دقيقه قصد هجوم » « بمجلس در افواه و » « اذهان جارى و با » « تلفن هر آن خبر » « موحشه ميرسيد . از » « اين طرف چهار » « تفنگدار به تهيه لوازم » « مدافعه مسارعت » « كردند ابتدا خاطرم » « ميآمد كه هشت قبضه » « تفنگ با قدرى » « فشنگ كه تهيه كرديم » « تصور كرديم كه » « قشون سلم و تور هم با ما برابرى نميتوانند فورا تفنگهاى بىفشنگ سربازان را پر » « كرده ببرج و باروى مسجد فرستاديم جوانان غيور از انجمن آذربايجان خصوصا » « حاضر و مسلح شدند خلاصه آن روز را با تمامى قوا بطوريكه هر دقيقه را قيمتى بود » « بس گران و هرآنى را اضطرابى فراهم جهد بليغ كرده هرجا آدمى و اسلحه كه » « سراغ ميشد فرستاده حاضر ميكردند بقسميكه تا غروب بيست قبضه تفنگ مهيا شد . »

پافشارى مجلس و پايدارى آن

ليكن مجلس باز هم شيوه خام خود را به كار ميبرد . احتشام السلطنه ميكوشيد كه يكى از ظل السلطان يا كامران ميرزا را بفرستادگى بنزد شاه فرستد ، و از پيشامد آشوب گله كند و جلوگيرى از آن را خواستار گردد . در اين حال نيز از دلگرمى و اميدمندى بسخن