تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
بفيروزى خود باليده از اينسو بآنسو ميشتافتند ، سعد الدوله با شاه از همسكالى و راهنمايى باز نمىايستاد . امروز لياخوف فرمانده بريكاد قزاق نيز در دربار ديده ميشد . قزاقان را كه گفته بودند بساوجبلاغ فرستند براى امروز در تهران نگه داشته بدستاويز جلوگيرى از آشوب ، در ميان توپخانه بپاسبانى گزاردند . اما در مجلس ، چنان كه گفتيم هيچگونه آمادگى در ميان نمىبود . با اينحال نمايندگان ايستادگى و پافشارى نمودند . بدينسان كه شادروانان بهبهانى و احتشام السلطنه و ديگران كه براى كارهاى كميسيونى به بهارستان آمده بودند ، از پيشآمد نترسيده پراكنده نشدند . ديگران نيز از بيرون به آنجا شتافته همكارى نمودند . همچنين آزاديخواهان از دور و نزديك آهنگ آنجا كردند . چنان كه بدخواهان مشروطه در ميدان توپخانه گرد ميآمدند نيكخواهان نيز در بهارستان و مدرسه سپهسالار گرد آمدند . اين رفتار مجلس دليرانه و بخردانه ميبود . يكى از نمايندگان آذربايجان ( همانا مستشار الدوله ) داستان آن روز مجلس را نوشته و بتبريز فرستاده كه در روزنامه انجمن بچاپ رسيده و ما اينك بخشى از آن را در اينجا ميآوريم : « صبح يكشنبه . . . زودتر از هرروز وارد مجلس شدم ديدم رئيس و چند نفر از رجال » « دولت مثل معين الدوله و غيره در آنجا هستند آقاى آقا سيد عبد اللّه هم تشريف آوردند » « معلوم شد در مسجد سپهسالار مرحوم كه در اتصال مجلس است از انجمنها جمعيتى در كار » « جمع شدن هستند و صنيع حضرت و مقتدر نظام هم به آنجا آمده با جمعيت خود در جاى » « مخصوصى از حياطهاى مسجد حاضرند رئيس محض اينكه از فتنه و فساد جلوگيرى كرده » « باشد علاء الدوله و معين الدوله برادرش را پى جمعى از محترمين فرستاده ظل السلطان » « بمناسبت قرب منزل حاضر شده و رفته‌اند عضد الملك و نايب السلطنه را بياورند كه » « پيغامى از طرف مجلس باعليحضرت همايونى ببرند آقاى آقا سيد عبد اللّه كه در آن » « دقيقه صنيع حضرت را يكى از خيرخواهان و طرفداران خود فرض ميكردند كسى را » « فرستادند او را از مسجد بحضور آقا آوردند . » « آن خبيث آمد و آقا را فريب داد كه من براى مدافعه مجلس آمده‌ام از سوء - » « قصدى كه مقتدر نظام دارد با سايرين ولى همين كه بيرون رفت بفاصله ده دقيقه در » « خيابان بيرون مجلس هنگامه و غوغايى بلند شد و متعاقب آن غوغا هجوم اراذل و اوباش » « بدر مجلس و شليك تفنگ و طپانچه بدر مجلس . » « معلوم است در حالتى كه در تمام مجلس سه تفنگ سرباز بىفشنگ و جمعى قزاق » « بىتفنگ با چند نفر وكيل بىخيال و آقاى آقا سيد عبد اللّه و چند نفر از محترمين باشند » « وقوع چنين سوء قصد و جسارتى على الغفله چه انقلاب و هرج‌ومرجى توليد مىكند فورا » « در مجلس را بستند و حاضرين بفكر مدافعه برخاستند . . . از طرف حاضرين انجمنها كه »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 506 | احمد كسروى تبريزى