تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
ديگرى را بگرفت و بزندان انداخت . برادر عباس آقا از تهران گريخته در قزوين بناشناس خود را كشت . جنازهء عباس آقا كه دو روز بيشتر به روى خاكها بود كسانى از بازاريان بنام همكارى درخواستند كه بايشان سپرده شود تا به خاك سپارند . . ولى شهربانى نپذيرفت و خود شبانه آن را با خوارى بسيار به خاك سپرد . چنين گفته ميشد كه او را نخست با همان جلتقه و شلوار كه بتن ميداشت در گودالى انداخته خاكى برويش ريخته‌اند ، ليكن سپس از ترس آگاهى آزاديخواهان بيرون آورده كفن كرده‌اند . تا سه روز بدينسان چيرگى از سوى دربار مىبود ، و آزاديخواهان نمىتوانستند سخنى بگويند يا ايرادى بگيرند . ولى كم‌كم زبان آنان باز شد . نخست روزنامه « روح القدس » كه آن زمان تازه بيرون ميآمد ، در شماره‌هاى چهار و پنج خود گفتارها در بدى اتابك نوشت و از رفتاريكه با جنازه عباس آقا شده بود رنجيدگى نشان داد . از آنسوى انجمن آذربايجان به پشتيبانى از گرفتاران برخاسته برفتار شهربانى خرده گرفت . ديگر انجمنها نيز با وى هم‌آواز گرديدند . كم‌كم در مجلس نيز اين گفتگو بميان آمد و نتيجه اين شد كه شهربانى ديگر كسى را نگرفت و داستان در اينجا پايان يافت . از اينسوى كسانى ببازجويى از سر خاك عباس آقا پرداختند ، و شادروان قاضى ارداقى با برادرش ميرزا على اكبر در اين‌باره كوشيده فيروز شدند ، و خوابگاه جاويدان آنجوان باغيرت را پيدا كرده گلكار گزاردند ، و آن را با گچ و آجر بالا آوردند . سپس روز شنبه پانزدهم شهريور ( 28 رجب ) كه روز هفتم مرگ آن جوان بود نزديك به دو هزار تن از آذربايجانيان و تهرانيان و ديگران رو بسر خاك آنجوان گزاردند ، و دسته گل فراوان به روى گورش ريختند ، و نمايش و جنبش بسزا از خود نمودند . شادروانان ملك المتكلمين و بهاء الواعظين گفتارها راندند و ارجشناسى از جانفشانى عباس آقا نمودند . بدينسان پذيرايى شاينده‌اى بجا آوردند . اين در تهران بود . در آذربايجان چنان كه گفتيم ، از چند روز پيش جنبشى به دشمنى اتابك در خوى و تبريز مىرفت ، و اين بود همين كه آگاهى از كشته شدن او رسيد بشادمانى برخاستند . در تبريز قليج آقا با شمشير آخته‌اى بدست ، سوار اسب گرديده ، يكدسته از مجاهدان را بدنبال خود انداخته با موزيك ببازار آمدند ، و كشته شدن دشمن مشروطه را آگاهى دادند . بازاريان بشادمانى چراغها را روشن گردانيدند . از آنسوى درباره عباس آقا ، چون در روزهاى نخست كه آذربايجانى بودنش دانسته نبود بكارى برنخاستند ، ولى سپس كه دانسته شد آذربايجانى و خود از مجاهدان مىبوده به بسيج يك ختم باشكوهى پرداختند ، و روز آدينه بيست و هشتم شهريور ( 11 شعبان ) در مسجد ميدان مقصوديه ختم گزاردند . آن روز از همه كويها مردم دسته‌دسته مىآمدند و بازمىگشتند . مجاهدان
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 454 | احمد كسروى تبريزى