تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
« در موقع درشكه نشستن از طرف دو نفر شخص مجهول الحال بگلوله رولور مضروب و » « بفاصله چند دقيقه برحمت ايزدى پيوست قاتل يا رفيق قاتل بلافاصله خود را كشته مجلس » « شوراى ملى باتفاق امناء دولت بجد تمام مشغول تحقيقات است كه منشأ اين سوءقصد » « و مرتكبين اصلى آن را بدست آورد قتل مرحوم اتابك اعظم از ضايعات عظيمه و موجب » « تأسف و تحسر كلى است اميد است كشف منشأ فساد و جزاى قانونى مرتكب و شركاء » « او در سايه قدرت و سطوت مجلس شورايملى به سهولت ميسر و از براى عموم ملت ايران » « تشفى عادلانه حاصل شود » . سپس چون هنگام پسين مجلس برپا گرديده گفتگو آغاز يافت ، نخست محقق الدوله كه از نمايندگان خراسان و ليكن از هواداران دربار مىبود . با يك تندى بسخن پرداخته چنين گفت : « با اين وضع رفتار كه اين گونه اشخاص خدمتگزار بدين بلاى ناگوار مبتلا گردند لازمست كه اكيدا از طرف مجلس ارائه ترتيبى شود كه اشخاص خاين را هرگز ياراى اين گونه تجاوزات نماند » . پس از وى ، سيد محمد تقى هراتى كه از هواداران ويژهء اتابك مىبود به پا برخاست و لايحه‌اى را كه بازاريان نوشته و با خود بمجلس آورده بودند خواندن گرفت . اين بازاريان را همان سيد محمد تقى و بستگان اتابك واداشته بودند ، و در لايحه‌شان پس از ديباچه‌اى چنين نوشته ميشد : « اكنون كه اين واقعه بزرگ كه قتل اين شخص شخيص محترم كه صدر اعظم مملكت و اول مشروطه‌خواه و خدمتگزار بدولت و ملت بوده است بظلم و طغيان واقعشده لهذا با كمال احترام استدعا مينماييم كه جدا مجلس محترم از هيئت وزراء و حكومت شهر قاتل و محرك اين عمل شنيع را خواسته مجازات قانونى دهند و الا ما اصناف شما وكلاى محترم را آسوده نخواهيم گزاشت » . چند ساعتى با اينسخنان گذشت . كسانى فرصت يافته سهشهاى بدخواهانه خود را بيرون ريختند . ديگران نيز يا از بيم ، و يا از آنكه در آزاديخواهى تا اين اندازه همراه نميبودند ، خاموش مىايستادند . گفته شد مجلس كمسيونى برگزيد كه بجستجوها و بازرسيهاى شهربانى و عدليه نگهبانى كند . ولى اين نيز بجايى نرسيد ، و سرانجام آن كردند كه تلگرافى براى شاه ، كه اينزمان در سلطنت‌آباد ميبود فرستند ، و پس از همدردى و دلسوزى ، پافشارى دولت را در بازجويى و بازرسى و دنبال كردن گناهكاران خواستار گردند . از اتابكى كه آنهمه دروغها و نيرنگها را ديده بودند هوادارى مينمودند . شگفتتر آنكه كسانى بهانه آورده ميگفتند : « گذشته‌ها هرچه بوده باشد . در همان نشست اخير مجلس اتابك دلسوزى بسيار بمشروطه نشان مىداد » . بيخردان بگفته‌هاى فريب‌آميز او اين ارج را مىنهادند . اينها نمونه‌ايست كه اتابك بيشتر نمايندگان را زيردست خود گردانيده مجلس