« روزنامهء نداى وطن فاحشهخانه و شرابفروشى را براى مخارج تنظيمات بلديه و تعمير » « خانها لازم شمرده و در روزنامه تنبيه علماى مذهب جعفرى را به صورت حيوانات كشيده » « چنانچه در روزنامه زشت و زيبا صورت پيغمبر ( ص ) و سلطان محمد على شاه را در دو » « صفحه كشيده و پيغمبر ( ص ) را مقنن سياست مملكت عربستان گفته و بس و مخالف » « قرآن شده و متصل در هر انجمنى فرياد زنده باد آزادى و برادرى و برابرى زنند كه » « به اين آوازهاى تجرى ايشان به جائى رسيده كه مرد يهود با طفل مسلم لواط كند و » « ديگرى متعرض زنان عفيفه مىشود و از جمله كارها مساوات كردن بين يهود و نصارى » « و مجوس و مسلمانست كه همگى در احكام حدود مساوى باشند پس من بشما ميگويم » « واى بر شما مسلمانان كه شما خواندن اين روزنامهها را مايه ترقيات و ادراك خود » « دانستهايد و مخارج زن و بچه خود را صرف آنها كردهايد كه از اهل اسلام و علماء » « برائت پيدا كنيد بدرجهاى كه گويا هرگز با ايشان همكيش نبودهايد و اين علماء را كه » « بعد از غيبت كبرى حجة بر شما هستند بهزار معايب و اخذ درهم و دينار متهم ساختهايد » « و مخالف مجلس ناميدهايد با اينكه اينمجلس مجلسى باشد كه بعض اجزاء آنكه بدنام » « كنندهء ديگرانند چون شب درآيد در خانهاى يكديگر درآيند و تا صبح صرف شراب » « و عرق و عيش نمايند و ظلمش صد برابر زمان استبداد شده زيرا كه در استبداد اگر يكنفر » « ظالم بود الحال از اخذ رشوه و ظلمهاى گوناگون مجلسيان صد ظالم پيدا شده و جميع » « مردم از جميع كسب و كار و مدد معاش افتادهاند و مخالف اين گونه مجلس را مثل منكر » « ضروريات دين كه نماز و روزه و حج است بىدين شهرت دادهاند ولى علما كسانى هستند » « كه از مهد تا لحد جميع عبادات و معاملات و عقود و انكحه و ايقاعات و آبادى دين شما » « بدست ايشانست مگر نه اين عداوتها و فتنهها از تأسيس اين مجلس شوراى ملى شده » « كه از حدوث اين امر عظيم و اختلافات مردم براى دزدان دين كه زنادقه و آزادى » « طلبانند بازار آشفته پيدا شد و خود را در مجلس درآورده و امور مجلس را از اهلش » « گرفته و مجلس را دستآويز عقايد فاسده و افعال شنيعه ساخته و محترمين از ذرارى » « رسول را و اهل عفت و طلاب دينيه آشكارا از چوب ستم مجروح نمايند و جميع علماء » « و عوام را بهم انداخته و چون غرضشان تخريب قوانين محمديه است خوشحالى ميكنند » « و حال آنكه مجلس براى مطالب دولتى تأسيس شده نه براى امور دينى و اگر راست » « ميگويند چرا راضى نشدند كه سه چهار فقره مطالب شرعيه كه منظور حضرت حجة الاسلام » « نورى و ممضاى علماء بزرگ نجف اشرف دامت بركاتهم است و تلگرافات عديده و » « مرقومات كثيره فرستادهاند در نظامنامه اساسى درج شود كه اين همه تهمتها از آن » « طرف و لوايح رفع اشتباه از اين طرف پيدا نشود يريدون ليطفئوا نور اللّه بافواههم و » « يا بى اللّه الا ان يتم نوره اى مسلمانان انصاف بدهيد آيا اين مردم مخرب مجلسند يا كسانى كه » « در ابتداء تأسيس اين اساس بزرگ مجلس ملى جد و جهدها كرده و زحمت بىمنتهى »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٣٦