« آزادى رعيت را بشما مىدهند فريب خوردهايد و از مؤانست علماء و ابراز و اخيار » « صاحبان ديانت و حجج اسلاميه و مقتدايان نماز خود كه مادام العمر بايشان اقتدا » « داشتهايد سرپيچان شده و عداوت ورزيدهايد با خود گفتم سبحان اللّه مشكل دوتا شد » « يكى بروز اين همه روزنامه كفرآميز در مدت قليله از ابتداى بروز اين مجلس ملى » « دوم عود شما مردم نماز جماعت كن مسئله دان شبزندهدار ليالى جمعه حضرت عبد العظيم » « از اعتقادات قلبيه و اقارير لسانيه و تبعيت اهل ضلال در گفتار و رفتار پس هاتف غيبى » « در حل اين دو اشكال به اين منوال جوابم داد كه اى فقير منزوى كه مادام العمر وقت » « ضرورت مانند كر و كور و لال مشى بين الناس مينمودى و خود را در قيد اطاعت فرمان » « امير مؤمنان تركت الدنيا الخسة شركائها و كثرة عنائها و قلة بقائها درآورده بودى » « و همواره افعال مؤمنين را حمل بر صحت مينمودى و مردم را از اذيت يدى و لسانى » « سالم گذاشته بودى مگر ملتفت كيد اشرار و مكر فجار نشدى كه دزدان ايام دنبال بازار » « آشفته ميگردند و هر مجلسى كه در اين زمان برپا شود و ده نفر در او جمع آيند چهار » « نفر طبيعى يكنفر بابى دو نفر فرنگىمآب و سه نفر هم شيعه اثنى عشرى آن هم جاهل » « مركب يا عامى محض يا تابع شهوت و بنده شكم كه معنى فهم را نداند فضلا از آنكه ادراك » « خير و شر را بنمايد پس چه خواهد بود حال مجلسى كه باسم معدلت منعقد و عددش » « يك صد و سى نفر از وكلا و منتخبين باشد كه البته در اين مجلس همه قسم از مردم مذكور » « خواهندبود بعلاوه حاشيهنشينان كه اشتروا مرضات المخلوق بسخط الخالق و در اين » « چند روز دنيا فروختهاند حظوظ اخرويه خود را بدراهم و دنانير پست دنيا كه اين مردم » « سالهاى زيادى انتظار امروزى را داشته و تخم تهيه آن را در اراضى ايران مىكاشتند » « از انعقاد مدارس جديده اطفال و بردن اطفال نابالغ را به آن مدارس از براى طبيعى » « كردن ايشان و تشبه بفرنگيان در عينك و چوبدستى و سرپوست خيكى و ستره و شلوار » « وارسى صدادار و شاشيدن به ديوار براى بردن دين احمد مختار تا امروز اين مجلس » « شورايملى فراهم شده دستآويز لامذهبى ايشان گرديده و اين گونه روزنامهها را اسباب » « كار خود كرده و در مستضعفين اسلاميان انداخته و رواج داده اكثر مردم را از بى » « اطلاعى از حقايق امور فريب داده و از عقايد اوليه كه درباره اخيار و ابرار و علما داشتهاند » « برگشته و ذكر خير ايشان الحال بسوء و مذمت مبدل شده و اين نتايج خبيثه و عواقب » « و خيمه كاشف از عاريت ايمان ايشان بود و كثرت حيله و مكر و خدعه و كذب و » « قساوتشان اى برادر دينى مجلس كجا و مذهب كجا تو رفتى مجلس براى تعديل امور » « دولت فراهم كنى يا اظهار مذهب كه اين روزنامجات را محرك شده و مردمى را براى » « افساد بر منبر بالا ميكنى و گوشه و كنار مجلس چهار نفر را براى تصديق آنها مينشانى » « كه صداى خود را بلند كنند و ساير مردم را بشور و غوغا آورند و اگر از كفريات آن » « روزنامجات سؤال كنى مىگويم از جمله روزنامه حبل المتين مذكور در باب زيارت »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٣٤