تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
« دانسته‌ايد و بمقتضاى آيه شريفه
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ
هم مذهبان خود را تا چندى قبل » « برادران دينى و اخلاء ايمانى خود را اصدقاء روحانى ياد ميكرديد و الفت و زيارت و ضيافت » « و قضاء حاجت احياء ايشان و عيادت مرضى و مشايعت موتى ايشانرا عبادت و موجب نجات » « دارين خود ميدانستيد و ارواح آباء و اجداد و امهات خود را از تلاوت قرآن شاد ميساختيد » « و علماء اعلام و پيشوايان اسلام را كه نظر بفرمايش علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل مثل » « پيغمبران مىپنداشتيد و نظر بفرمايش العلماء ورثة الانبياء وارثان ايشان واجب الحرمة » « ميدانستيد و اگر خطائى از ايشان به نظر ميآورديد ميگفتيد جاهل را بعالم بحثى نيست و هر » « نقصى را بر جهل خودتان وارد مينموديد و ميگفتيد چشم كج خويش را بدرآر تا ديده » « نبيندش بجز راست و بمتابعت حضرت ختمى مرتبت من اكرم عالما فقد اكرمنى هرگونه » « اعانت و خدمات را نسبت بايشان روامند بوديد و هرگاه پريشانى در امور زندگانى روى » « مىداد بفرمايش ( الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر ) خود را تسليه ميداديد و در كثرت ظلم » « و جور زمان خود را نظر بحديث به يملؤ اللّه الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » « چون عدالت تامه را منحصر به زمان ظهور حضرت حجة مىدانستيد لهذا منتظر قدوم » « معدلت لزوم آنحضرت بوده‌ايد الحال چه واقع شده است ميان ما و شما اى صاحبان اين » « عقايد مذكوره در اين مدت قليله كه سست عنصرى خود را نشان اين و آن داده‌ايد و » « بمحض آنكه صيت مجلس معدلتى از براى طغيان ظلم ظلام و جور و عدوان بلند شد و » « مجدانه از سلطان عصر خود خلد اللّه ملكه خواهش نموديد كه سلطنت وحدانيه و منفرده‌اش » « منبسط در جمعى از نفوس بىغرض و متدين دانشمند بشود ولى فقط در امور دولتى تا » « تسويه به قدر امكان در امور معيشت رعيت پيدا بشود » « ناگهان ديده شد كه روزنامهائى بهمرسيد در تعداد بيش از هشتاد و شب‌نامه‌ها » « و اعلاناتى از اين طرف و آن طرف همه آنها محتوى بر سخنان سخيف و كفريات گوناگون و » « هرزگيهاى رنگارنگ و بدست شما ضعفا الايمان افتاد كه بدل نموديد ادعيه و اذكار و تلاوت » « قرآن صباح و مساء و عزاداريهاى حضرت سيد الشهدا را به خواندن و تصديق آنها يا سكوت » « در آنها در صورتى كه شما همان كسانى بوده‌ايد كه در سه سال قبل در مجلس روضه » « مسجد ميرزا موسى از استماع روزنامه حبل المتين كلكته كه نوشته بود مردم كرورها » « لغوا خرج زيارت خامس آل عبا كنند و يك مشت خاك باسم تربت آورند و مخارجى در » « راه حج كنند و در عوض قدرى آب شور و تلخ باسم زمزم آورند صداى خود را در ناله و » « گريه به آسمان رسانيده بوديد الحال از كثرت انس روزنامها ادراك و شعور شما تغيير » « كرده و رغبت بمعاشرت فرنگيان و فرنگىمآبان و طبيعيان و لامذهبان پيدا كرده‌ايد » « و جليس يهود و نصارى و مجوس و فرقه ضاله بابيه شده‌ايد و مانند كسانى كه منكر خدا و » « رسول و اوصياء و آيات قرآنيه و اخبار نبويه‌اند شده‌ايد و بسخنان بيهوده و وعده‌هاى » « بىاثر چهار نفر دنياپرست لامذهب مكار كه انتظار آبادى مملكت و زيادتى ثروت و »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 433 | احمد كسروى تبريزى