تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مردم افتاده بود فرونشست . همگى از سبكسرى و كارندانى سالار الدوله در شگفت شدند ، و اين شگفت فزونتر گرديد هنگاميكه شنيده شد جوان بيخرد بكرمانشاهان رفته و در آنجا به كونسولخانه انگليس پناهيده و دولت انگليس را بميانجيگرى برانگيخته . محمد عليميرزا ناگزير بود كه از گناه او درگذرد ، و پس از چندى او را همراه يكدسته قزاق بتهران آوردند و در پارك اتابك جا دادند ، و در آنجا ميبود تا پس از چندى باروپا رفت . چنان كه گفتيم اين خيزش سالار الدوله يكى از انگيزه‌هايى بود كه محمد عليميرزا را از به كار بستن نقشه خود ، درباره مجلس و مشروطه بازداشت ، ولى چون سستى كار سالار دانسته شد و آگهىهايى از فيروزى دولتيان ميرسيد ، دوباره دربار دليرى نمود و با مجلس بىپروايى فزونتر گردانيد . مردم همين را عنوان گرفته ميگفتند : چه شد كه سالار الدوله را با آن نيرويى كه مىداشت از جلو برداشتند ، ولى حاجى آقا محسن را كه يك ملايى بيش نيست و از چند ماه باز سركشى و بيدادگرى مىكند از جلو برنميدارند ؟ ! قوام الملك را كه بتلگراف دولت نيز بىپروايى كرده از آمدن بتهران سرباز زده ناگزير بآمدن نميكنند ؟ ! . . باقبال السلطنه كه بدانسان ديه‌ها را ويران مىكند چاره نميكنند ؟ ! . . پرده از روى كار برداشته شده و همه‌كس ميدانستند كه خواست دولت جز دشمنى با مشروطه و از ميان بردن آن نيست . روز دوشنبه نوزدهم خرداد ( فرداى آنروزى كه آگاهى از شكست سالار الدوله رسيده بود ) اتابك با وزيران بمجلس خواستى آمد كه درباره آشفتگى شهرها گفتگو شود و چاره انديشيده گردد ، و چون آن روز رسيد و نشست برپا گرديد ، نمايندگان گفتارهايى درباره آشفتگى شهرها و بيدادگرى گردنكشان و اينكه جلوگيرى از آنها به گردن دولت است راندند . اتابك بهانه آورده چنين گفت : « اينكه تاكنون چنان كه بايد اقدام شود نشده بواسطه دو امر بوده يكى تمام نشدن دستور العملهاى حكام است كه امروز حكام خود را بىتكليف ميدانند و ديگرى مهيا نبودن اسباب و آلات اجراء » . فرمانفرما وزير عدليه آشوبهاييرا كه از بيست سال پيش در ايران رخ داده بود شمرده چنين گفت : « اين اغتشاش بعناوين مختلفه ديگر هميشه در خاك آذربايجان و شيراز و غيره بوده و اختصاص به اين چند ماهه اخير نداشته » . حاجى مخبر السلطنه وزير علوم بهانه رنگينتر ديگرى پيش آورده چنين گفت : « تمام اين معايب و مفاسد كه عنوان مىشود ناشى از نبودن پول است و تمام اينها راجع بسابق است و نتيجه اعمال از چهل سال تا به حال است . . . عجالة بايد درصدد تهيه و تدارك پول برآمده علاج عاجلى بايد انديشيد . . . »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 369 | احمد كسروى تبريزى