موضوع و اختلاف حال مكلف و تشخيص موضوعات با اهل عرف است نه با علما از علما بيان احكام كليه است مثل اينكه اگر دو نفر طبيب عادل حاذق تشخيص بدهند حال مريضى را كه بايد شراب بخورد در اين صورت ارتكاب آن براى مكلف جايز و عقاب آن ازو مرتفع است پس تشخيص صحت و فساد حال مملكت كه موضوع بحث مجلس است با اطباى حاذق كه وكلا باشند هست هر موضوعى كه به تشخيص آنها معين شد حكم كلى بر او بار خواهد شد در اين صورت لازم به نظر علما نيست » . دانسته نيست مشهدى باقر بقال ، و استاد غلامرضاى يخدانساز ، از اين گفتههاى او چه ميفهميدند .
همچنين در نشستهاى پنجشنبه و شنبه بيست و دوم و بيست و چهارم خرداد ( 1 و 3 جمادى الاولى ) گفتگو ميرفت ، و تا آن را با ديگرگونيهايى پذيرفتند و « اصل » دوم قانون اساسى گردانيدند ، بدينسان :
« مجلس مقدس شوراى ملى كه بتوجه و تأييد حضرت امام عصر عجل اللّه فرجه و بذل » « مرحمت اعليحضرت شاهنشاه اسلام خلد اللّه سلطانه و مراقبت حجج اسلاميه كثر اللّه امثالهم » « و عامهء ملت ايران تأسيس شده است بايد در هيچ عصرى از اعصار مواد قانونيه آن » « مخالفتى با قواعد مقدسه اسلام و قوانين موضوعه حضرت خير الانام صلى اللّه عليه و آله » « و سلم نداشته باشد و معين است كه تشخيص مخالفت قوانين موضوعه با قواعد اسلاميه بر » « عهدهء علماى اعلام ادام اللّه بركات وجودهم بوده و هست لهذا رسما مقرر است در هر » « عصرى از اعصار هيئتى كه كمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدين و فقهاى متدينين كه مطلع » « از مقتضيات زمان هم باشند به اين طريق كه علماى اعلام و حجج اسلام مرجع تقليد شيعه » « اسامى بيست نفر از علما كه داراى صفات مذكوره باشند معرفى بمجلس شوراى ملى » « بنمايند پنج نفر از آنها را يا بيشتر بمقتضاى عصر اعضاى مجلس شوراى ملى بالاتفاق يا » « به حكم قرعه تعيين نموده به سمت عضويت بشناسند تا مواديكه در مجلسين عنوان مىشود » « بدقت مذاكره و غوررسى نموده هريك از آن مواد معنونه كه مخالفت با قواعد مقدسه » « اسلام داشته باشد طرح ورد نمايند كه عنوان قانونيت پيدا نكند و رأى اين هيئت علماء » « در اين باب مطاع و متبع خواهد بود و اين ماده تا زمان ظهور حضرت حجة عصر عجل اللّه » « فرجه تغييرپذير نخواهد بود . »
اين يك فيروزى از سوى « شريعتخواهان » بود و كسانى آن را يك كار بزرگى شمارده شادى مينمودند . برخى ميخواستند پيشنهاد آن را به خود بندند و كشاكشى در اين باره ميرفت . پيروان حاجى شيخ فضل اللّه از پيشنهاد با خط او ، پيكره برداشته در ميان مردم پراكندند تا دانسته شود پيشنهاد از سوى او بوده .
پنداشته ميشد پذيرفتن اين « اصل » ملايان را خشنود گردانيده از دشمنى با مجلس و مشروطه باز خواهد گردانيد . در اينميان در بيرون هم گفتگويى ميانه دو سيد يا حاجى شيخ فضل اللّه ميرفت . اينان ميكوشيدند او را از دشمنى با مشروطه بازدارند ، و گويا
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٧٢