« حجج الاسلام چون احتمال داشت طهران مخابره نكند از بادكوبه مخابره شد ( ملت ) »
يك نتيجه زشت اين پيشآمدها پرسشهاى پياپى بود كه كسانى از علماى نجف ميكردند . خودفروشانى لذت ميبردند از اينكه پابستگى بدين و شريعت هرچه بيشتر نمايند ، و بنامه يا بتلگراف « شرعى » يا « خلاف شرع » بودن مشروطه را بپرسند ، و چون پاسخى رسيد آن را در اينجا و آنجا بخوانند و به ديگران برترى فروشند ، و خواهيم ديد كه دامنه اين پرسشها تا بكجا انجاميد .
داستان ماكو
اما داستان ماكو ، چنان كه گفتهايم « 1 » چون جنبش آزاديخواهى در آذربايجان رواج گرفت و در تبريز و ديگر شهرها آن شور و تكان پديد آمد آوازه اين بماكو و آن پيرامونها رسيده در آنجا نيز مردم بتكان آمده چنين خواستند كه در ماكو انجمنى برپا كنند ، ولى اقبال السلطنه كه رشته كارهاى آنجا را در دست ، و خود دستگاه پادشاهى ميداشت خرسندى ننمود و در ميان او با آزادىخواهان كشاكش پديد آمد . از انجمن ايالتى ميرزا جواد ناطق را براى گفتگو با او و برپا گردانيدن انجمن فرستاد ، و اين بماكو رفته با اقبال السلطنه گفتگو كرد و انجمنى در آنجا برپا گردانيد .
پس از اين مردم بشور و تكان افزودند ، و چون عزت اللّه خان خواهرزاده اقبال - السلطنه همراهى با مشروطهخواهان نشان ميداد بانگيزش او مردم بماندن اقبال السلطنه در خاك ماكو خرسندى نداده او را بقفقاز بيرون راندند ، و با تلگراف و نامه با انجمن ايالتى گفتگو آغاز كرده حكمرانى آنجا را براى عزت اللّه خان طلبيدند ، و كار شور و تكان را بالا برده در بيشتر ديهها نيز انجمن باز نمودند ، و بخودستاييهاى بيجايى برخاسته به تبريز پيام فرستادند : « هرگاه مستبدين بخواهند خدا نكرده اين مشروطه را بهم زده و ميانهء ملت نفاق اندازند اول بايد تمام اهالى و مشروطهطلبان ماكو را بقتل رسانده و بعد از آن به مقصود نايل شوند . . »
پس از زمانى با عزت اللّه خان نيز راه نرفته دستش را از كارها كوتاه گردانيدند .
يكدسته از هواخواهان اقبال السلطنه در دزى نزديك بماكو نشيمن ميداشتند بر سر ايشان رفته بجنگ و زد و خورد پرداختند .
در اينميان اقبال السلطنه در ايروان يا نخجوان نشسته پيشآمدها را مىپاييد و همانا ميانه او با محمد عليميرزا و اتابك همبستگيهايى ميبود ، و چون داستان جنگ با هواخواهان خود شنيده بايران شتافت و از كردان جلالى چند صد تن سوار همراه بر - داشته به يارى پيروان خود رسيد . كردان شبانه در برابر مشروطهخواهان سنگر پديد آوردند و بامدادان بجنگ پرداخته به آنان چيرگى نمودند و بسيارى را كشتند . سپس به شهر نيز دست يافته نمايندگان انجمن و پيشروان آزادى را دستگير گردانيدند و بمشروطه -
هامش
( 1 ) بخش يكم صفحهء 238