تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
دسته‌دسته بديدنش روند . ولى از مردم نرفتند . تنها برخى ملايان رفتند . محمد عليميرزا نيز حاجى سعد الملك نامى را فرستاد . پس از چند روزى از عبد العظيم به شهر آمد . از سوى دار الشورى حاجى محمد اسماعيل و مرتضوى بنزد او رفتند و پيام بردند كه از بدگويى بمشروطه و تبريزيان خوددارى نمايند . در پاسخ گفته بود : « كدام ديوانه بيشعور است كه منكر مشروطه باشد . راستى من از انجمن تبريز خوشم مىآمد . اما اقوال و حركاتى از ايشان صادر شد كه ماها هرگز متحمل نمىتوانيم شد . مثلا ميگويند در رغايب حلوانه پخته از پول آن معلم خانه بنا كنند ، و قربانى نكنند و از پول آن مريضخانه سازند ، و روضه‌خوانى موقوف باشد من ملت را به آن طفل تشبيه كرده‌ام كه بدست او يك دانه اشرفى بدهند . طفل نميداند آن اشرفى را چكند . . . » ولى اينها جز سخنان زبانى نبود و او دل پر از خشم مشروطه ميداشت ، و اين بود با حاجى شيخ فضل اللّه همدم و همراز گرديد . ما ديديم پيش از آمدن او ، حاجى شيخ فضل اللّه در نامه خود به پسرش ، بيرون كردن او را از تبريز ، آگاهى داده دلسوزى مينمود . با اين همدردى و دلسوزى نشدنى بود كه بهم نپيوندند . و چون حاجى خمامى ، كه از چند ماه باز ، از رشت رنجيدگى نموده و بتهران آمده بود ، نيز با حاجى شيخ فضل اللّه همدم و همراز مىبود . سه مجتهد بهم پيوسته با يكديگر پيمان همدستى بستند ، و كسانى را از ملايان مشروطه‌نخواه ، از حاجى شيخ عبد النبى و ملا محمد آملى و حاجى ميرزا لطف اللّه روضه‌خوان و ديگران ، با خود يكى گردانيده ، و گروهى از طلبه‌ها را نيز گرد آورده ، بدينسان يكدسته بزرگى براى ايستادگى در برابر مشروطه و مجلس پديد آوردند . تا چندى اين دسته‌بندى نهانى بود و سپس بآشكار افتاد . « محرر » حاجى شيخ فضل اللّه در نامه‌اى كه به پسر او در نجف ، نوشته در اين‌باره چنين خامه‌دوانى مىكند : « اين اوقات انجمنى از علما تشكيل شده بود كه سيار است و حضرت مستطاب حجة الاسلام آقا و مجتهد تبريز و جناب خمامى و جناب آخوند ملا محمد آملى و و و و تشريف‌فرما تاكنون شده‌اند و در مجالس مخصوصه منعقد يافته است و هر روز منعقد در يكى از منازل اشخاص محترم كه داوطلب ميشوند مىباشد و الحق علما و طلاب اجتماع خوب مينمايند و قريب هزار نفر و بيشتر علماى اعلام و طلاب كرام جمع شده و ميشوند و بناى اينمجلس بر حفظ بيضهء اسلام و صون و صيانت از طرو موجبات مخالفت شرع و احكام موضوعه مجلس مقدس ملى مىباشد » بدينسان در تهران نيز ، ملايان از توده روگردانده و براى ايستادگى در برابر مشروطه دسته ميبستند . اين دسته‌بندى آسيب بزرگى بمشروطه توانستى رسانيد و آن را از بنياد توانستى برانداخت . بويژه با بستگى كه ميانه اين دسته با سيد كاظم يزدى در نجف ميبود و يكدست نيرومند نهانى همگى اينان را بهم بسته ميداشت .