تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
با آن پابستگى كه انبوه مردم بكيش ميداشتند و رشته « تقليد » بگردنشان ميبود ، هيچگاه نشدى كه با سخن و دليل آنانرا از پيروى بملايان و دشمنى با مشروطه نگه داشت و بيگمان از اين دسته‌بندى كار « شريعت‌خواهان » بالا رفتى و بيگمان خونريزىها رو - دادى و چون در اين هنگام مشروطه ريشهء چندان استوارى نميداشت به آسانى برافتادى و از ميان رفتى . آنچه مشروطه را نگهداشت پافشارىهاى مردانه دو سيد و آخوند خراسانى و حاجى شيخ مازندرانى بود . اينان با فشارهايى كه ديدند و زيان‌هايى كه كشيدند از پشتيبانى بمجلس و مشروطه باز نايستادند و آن را نگه داشتند . همين كه دسته‌بندى انجام يافت ملايان به كار برخاستند . حاجى شيخ فضل اللّه در نشستهاى درس بيكرشته بدگوييها از مجلس و قانون نيز ميپرداخت . حاجى ميرزا لطف اللّه بالاى منبر بىباكانه نكوهش از مشروطه نموده مشروطه‌خواهان را بيدين ميخواند . يكدسته از طلبه‌ها ببهارستان آمده در جلو مجلس مىايستادند كه هرگاه كه گفتگوى قانون اساسى بميان آمد و يا در ميان گفتگوى ديگرى ، اگر كسى از نمايندگان آذربايجان يا از ديگران سخنى « بخلاف شرع » گفتند ، بريزند و او را بيرون كشند و بزنند . اين رفتار بيباكانه آنان بآزاديخواهان گران افتاد و اين بود از اين سو نيز جنبشى پديد آمد و گروهى براى جلوگيرى آماده گرديدند . نام حاجى شيخ فضل اللّه بزبانها افتاده بدگويى فراوان گرديد . تا آنجا كه پسرش شيخ مهدى ازو بيزارى نشان داد . حاجى - ميرزا حسن كه خانه‌اى بكرايه گرفته و در آن مينشست مردم همسايه پيامش دادند كه مىبايد از اين كوى بيرون روى . آن يك « اصلى » را كه گفتيم حاجى شيخ فضل اللّه نوشته و براى افزوده شدن بقانون اساسى پيشنهاد ميكرد در اين روزها آن را به چاپ رسانيده و در ميان مردم پراكندند . روزنامه « صبح صادق » هم آن را در شماره خود آورد . ولى مردم از اين كار بد او بخشم آمدند و باداره روزنامه ريخته و آنچه از آن شماره بدست آوردند پاره كردند . بدينسان يك آشوب ديگرى در تهران پديدار شد و براى آنكه نمونه‌اى از هنايش آن دسته‌بندى و از اندازه بيم آزاديخواهان در دست باشد ، تلگرافى را كه در همين روزها از تهران بنجف فرستاده شده در اينجا ميآوريم : « نجف - حجة الاسلام خراسانى روحى فداه سالها زير سايهء ظلم جانا و مالا » « مجنون آسا مانده بوديم حال رفتيم اندكى در ظل عدالت زندگى نماييم دولت علماى » « صورى كه خانمان‌سوز ماها بوده در طهران جمع مىكند تا امر را بحجج الاسلام و » « علماى حقانيون مشتبه نمايند كه مشروطه خلاف مصلحت است المستغاث بكم من حيل » « المستبدين بصديقه طاهره سوگند ميدهيم بساير حجج الاسلام نجف و كربلا و كاظمين » « و سامره روحنا لهم الفداه برسانيد و علاج فرماييد و الا پناهنده بخارجه در محشر جواب »