گفتار هفتم نبرد « مشروطه » و « مشروعه » بكجا انجاميد ؟ ! . .
در اين گفتار سخن رانده مىشود از ايستادگيهاى ملايان در برابر مشروطهخواهان و از ديگر پيشآمدها از هنگام جدا شدن ايشان از توده ، تا كشته شدن ميرزا على اصغر خان اتابك .
همدستى سه مجتهد
چنان كه گفتيم خيزش تهران به يارى تبريز با فيروزى توده پايان يافته نيروى مجلس را بيشتر گردانيد . يك نتيجه ديگر آن خيزش اين بود كه شور آزاديخواهى در دلهاى تهرانيان ، دوباره نيرو گرفت ، و آن سستى كه در نتيجه كشاكش « شريعت » و قانون پيش آمده بود ، از ميان رفت .
مىبايد گفت : در كشاكش قانون و شريعت ، مردم چون پاى دربار را در ميان نميديدند تكانى نميخوردند . ولى چون داستان پسر رحيم خان پيش آمد و دست دربار در آن كارها نمودار شد ، همين مايه تكان مردم گرديد و شورها دوباره به جوش آمد . از هر باره آن خيزش بسود آزاديخواهان بود و با فيروزى آنان بپايان رسيد .
چيزى كه هست اين فيروزى نبرد را از ميان نبرد و بلكه آن را سختتر گردانيد زيرا آنكه دربار بود اين بار دستش از جاى ديگرى نمودار گرديد ، و چنان كه گفتيم پسر رحيمخان از ميان نرفته اقبال السلطنه جاى او را گرفت . آنكه « شريعتخواهان » بودند ، اين بار بجاى گفتگو و كشاكش به نبرد و دشمنى برخاستند ، و اين بجدا شدن ملايان از توده انجاميد . گذشته از اينها گرفتاريهاى ديگرى براى مجلس و مشروطهخواهان پديد آمد ، چنان كه همه اينها را ياد خواهيم كرد .
« شريعتخواهى » حاجى شيخ فضل اللّه و دشمنيش با مشروطه ، خواه و ناخواه ، او - را بدربار نزديك ميگردانيد ، و پس از آن خيزش تهران بود كه بخشم و دلتنگى افزوده يكسره با دربار بستگى يافت . چنين گفته ميشد كه هفت هزار تومان از دربار پول گرفته كه در آن راه به كار برد ، و آنچه راستى اين گفته را ميرسانيد آن بود كه روزى هشتاد تن كمابيش از طلبهها را بخانهء خود خواند و براى ايشان سفره گسترد ، و سپس بدگوييهايى از مشروطه كرد و بهر يكى دو قران پول داده روانهشان گردانيد .