آگاهى فرستادند .
از تبريز نظام الملك پاسخ داده تاختوتاز پسر رحيمخان ، و خشمناكى مردم را از پيشآمد باز نمود ، اتابك دربارهء پسر رحيمخان دستور پايين را داد :
« در باب پسر رحيمخان و حركات خلافكارانه او كه اشعار فرموده بوديد خيلى مايه » « تغير و تعجب گرديد زحمت اظهار ميدارد كه پسر رحيمخان از ايل و سوار خود معزول و » « حسب الامر اقدس اعلى ارواحنا فداه بكدخداها و به جاهاى لازم تلگراف مؤكد بفرستيد » « كه مشار اليه معزول است و براى ايل و سوار هم هرطور خود حضرتعالى صلاح ميدانيد » « ترتيب سركرده و رئيس بدهيد و چون نظم آذربايجان بر عهده حضرتعالى است و هميشه » « قشون آذربايجان كمك جاهاى ديگر بودهاند نميتوان گفت كه محتاج باستمداد خارج » « است خود جناب مستطاب عالى بهرطور ميتوانيد براى پراكندن اين اشرار و رفع » « اغتشاش و استقرار نظم اقدامات لازمه سريعه خواهيد نمود كه ولايت منظم و مردم آسوده » « و تشكر اهالى باولياى دولت عليه برسد خود رحيمخان هم در دار الخلافه توقيف و پسر » « او را به تبريز جلب نموده و حبس فرماييد و از جزئيات قتل و غارت كه واقع شده راپورت » « كاملى ارسال بفرماييد تا بعرض برسد حكم آن مقرر شود ( اتابيك اعظم ) »
نظام الملك پيشنهاد كرد كه بجاى رحيمخان پسر عموى او كريم خان رشيد الدوله بايل بيگىگرى قرهداغ و بسركردگى سواران آنجا گمارده شود . از تهران پيشنهاد را پذيرفته نويد دادند كه رشيد الدوله را هرچه زودتر بفرستند .
نتيجه اين گفتگوها آن شد كه نظام الملك با شتاب سپاهى پديد آورد و بقرهداغ بسر بيوكخان فرستد ، ما نيز آن را خواهيم آورد ، ليكن چنان كه گفتيم اينها جز رويه كارى نميبود . و راستى آنست كه محمد عليميرزا در برابر مردم ايستادگى نتوانسته ناگزير ميشد پسر رحيمخان را از كاريكه خواستى كرد بازدارد .
چگونگى آنكه دربار از يك ماه پيش نقشهاى براى برانداختن مشروطه و مجلس ، بدينسان كشيده بوده كه بدستاويز مشروطه و مشروعه دوتيرگى بميانه ملايان ، و بدستيارى آنان بميان مردم ، اندازد ، و از اينراه مجلس را سست و ناتوان گرداند ، و در همان هنگام از يكسو در تهران با دست قزاق و سوار رحيمخان و دستههاى ديگر مجلس را بسته سران مشروطهخواهان را بگيرد و از يكسو در آذربايجان پسر رحيمخان را با سوار قرهداغ بسر تبريز فرستاده در آنجا هم انجمن را بسته پيشروان را دستگير گرداند .
اين نقشه را همانا از آغاز رسيدن اتابك كشيده ، و چنان كه دانسته شد ميخواستهاند روز سىام يا سى و يكم ارديبهشت ( 8 يا 9 ربيع الثانى ) به كار بندند . ليكن چند چيز جلو آن را گرفت .
1 ) برخاستن تبريزيان و بيدارى و آمادگى آنان . چنان كه گفتيم تبريزيان خود بدولت بدگمان ميبودند ، و در اينميان كسانى از نمايندگان آذربايجان كه دانسته نيست از
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٤٥