تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
جلو نقشه آن را گيرند . در همان هنگام يك داستان ديگر پيش‌آمد كه آزاديخواهان فرصت را از دست نداده و همان را عنوان گرفته انديشه خود را به كار بستند . چگونگى آنكه روز يكشنبه بيست و يكم ارديبهشت ( 28 ربيع الاول ) تلگرافى از تهران رسيد ، بدينسان كه همهء علماء و پيشنمازان و نمايندگان انجمن سه ساعت بغروب مانده در تلگرافخانه باشند كه « مطالب حضورى فورى داريم و آقايان حجج الاسلام طهران و وكلاى دار الشورى كبرى عموما در تلگرافخانه حاضر خواهند شد » . مردم از اين تلگراف در شگفت شدند و بتكان آمدند . هركسى گمان ديگرى ميبرد . و چون هنگام پسين رسيد علما و پيشنمازان و سردستگان در تلگرافخانه گرد آمدند . مردم نيز در حياط انبوه شدند . از تهران تلگراف پايين رسيد : « بعد از عرض سلام و احوالپرسى خدمت جنابان مستطابان آقايان حجج الاسلام و » « آقايان علماء اعلام و اعضاى انجمن محترم ملى دامت تأييداتهم ديروز از زنجان تلگرافا » « پرسيده بودند كه جناب آقاى مجتهد دامت بركاته ( 28 ) ماه وارد زنجان خواهند شد عقلاى » « آنجا صلاح در اين ديده‌اند كه عموما معظم له را محترما بتبريز معاودت دهند وكلاى » « آذربايجان چه تصويب مينمايند حضرات مستطابان آقايان حجج الاسلام دامت بركاتهم و » « اين خادمان ملت متفقا لازم ديديم خاطر شريف آقايان حجج الاسلام و علماى اعلام و آقايان » « ائمه جماعت و اعضاى انجمن محترم را مسبوق داريم كه اين قسم اعراض آقاى مجتهد از » « آذربايجان و تشريف‌فرمايى ايشان بطهران و قم بملاحظات عديده كه توضيح آن در خدمت » « عقلاى قوم لازم نيست به كلى منافى مقصود خيرخواهان مملكت است شرافت بقعه شريفه » « حضرت معصومه كه بالطبع جالب است اگر اسباب خارجى هم محرك متنفذين قوم گردد » « دور نيست اجتماع آنها به اطراف و احوال خالى از اثر نباشد در موقعى كه احتياج تمام » « بر اتحاد قلوب و اقوال داريم اختلاف كلمه و اجتماع متشككين در مركز ايران با تقويت » « معنوى آن محل مقدس بعتبات عاليات ابدا صلاح نيست محض استحكام اساس مقدس » « مشروطيت كه ترويج دين مبين است و ملاحظه شرافت ملت آذربايجانى بر عموم مسلمين » « امروز فرض فورى است كه در رفع هر قسم اختلاف به ترك هر نوع شخصيات راضى شده » « تشييد مبانى اتحاد را خدمت كنند لهذا جمعا متمنى هستيم كه جنابان آقايان عظام از آنجا » « و ماها از اينجا ترتيبات مراجعت دادن آقاى معظم له را فراهم بياوريم ( محمد اسماعيل ) » « ( مرتضوى ) ( محسن ) ( حسين ) ( وكلاى آذربايجان ) ( احقر محمد الطباطبائى ) » « ( احقر عبد اللّه الموسوى بهبهانى ) ( شيخ ابراهيم وكيل زنجان ) . » تبريزيان از اين تلگراف دل‌آزرده شدند . بازگشتن مجتهد نچيزى بود كه تبريزيان بپذيرند . دار الشورى بيم ميداشت كه مجتهد در قم يا در عبد العظيم نشيمن گيرد و بدخواهان مشروطه بر سر او گرد آيند . تبريزيان بيم ميداشتند كه اگر بازگردد در شهر آشوب پديد آورد . چون آن نامه‌ها كه گفتيم از تهران رسيده بود و آن انديشه در ميان