تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
ميبود در پاسخ تلگراف گفتگوى قانون اساسى را پيش كشيدند ، و پس از گفت و شنيد بسيار كه با مردم رفت و شور و خروشهايى كه نموده شد پاسخ پايين را بتهران دادند : « حضور مبارك آقايان حجج الاسلام و وكلاى آذربايجان دامت بركاتهم تلگراف » « مبارك براى عموم علماى اعلام و قاطبه ملت كه بازار و دكاكين را بسته و در تلگرافخانه » « مباركه حاضرند قرائت » پ 87 ميرزا على اصغر خان اتابك « جواب عموم آقايان » « علما و ملت خواستن » « قانون است ما دامى كه » « قانوننامه را به طرف » « آذربايجان حركت » « ندهند بازار و دكاكين » « باز نخواهد شد و از » « تلگراف‌خانه مباركه » « بيرون نخواهيم رفت » « ( انجمن ملى تبريز ) » بدينسان شورش آغازيد ، شورشى كه خواهيم ديد يك ماه بيشتر در ميان ميبود . مردم تا پاسى از شب گذشته در تلگرافخانه ميبودند و سپس پراكنده شده بخانه‌هاى خود رفتند ولى يكدسته را كه صد تن كمابيش ميبودند براى گرفتن پاسخ در آنجا گزاردند . سه ساعت از شب گذشته تلگراف پايين رسيد : « تلگراف جنابانعالى جواب سؤال ماها نيست قانون اساسى در مجلس قرائت مىشود » « و عوض يك مجلس هر روز مجلس ديگرى هم براى تصحيح تكميل قانون با حضور » « آقايان حجج الاسلام و علماى اعلام مرتب و مشغول است قانونى كه سعادت ابدى مملكت را » « تأمين خواهد كرد با اين عجله و اصرار مرتب نميشود هيجان عمومى و بستن بازار و دكاكين » « صورت لزوم ندارد مجلس مقدس در اداى تكليف خود بقدرى ساعى و مجد است كه » « احتياج به اين قسم اقدامات نيست مقصود از مزاحمت جنابان مستطابان آقايان حجج الاسلام »