تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
پ 85 شيخ مرتضى آشتيانى آنان ميبود و هر يكى بنام پيشوايى دستگاهى برچيده ميداشتند و بهيچراه چشم‌پوشى از آن نمىتوانستند . آن هوشيارى دربارهء نيرومندى دولتهاى همسايه و بيمناكى حال ايران كه دو سيد و آخوند خراسانى و حاجى شيخ مازندرانى و ديگران را ميبود و ايشان را بتلاش ميانداخت در اينان هرگز نميبود . اتابك چون زمينه دودستگى را آماده ديد فرصت را از دست نداده بسودجويى برخاست ، و به آتش از دور و نزديك دامن زد . چنان كه گفتيم كاركنان او بنزد علما آمد و رفت ميكردند و رنجش و بدگمانى آنان را از مشروطه‌خواهان بيشتر ميگردانيدند .