تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
نبوده . با بيرون رفتن او از مجلس مشار الملك و برخى ديگر نيز كناره‌جويى كردند ، و اين يك فيروزى از اتابك بود كه مجلس را از اين نمايندگان بىبهره گردانيد . اما داستان قوام و ديگران و نتيجه آن شورش و نمايش ، روز پنج‌شنبه هجدهم اردى - بهشت ( 25 ربيع الاول ) ، محتشم السلطنه دستيار وزير داخله ( اتابك ) ، كه بنمايندگى ازو بمجلس ميآمد در آن‌باره چنين گفت : « حاجى آقا محسن همين دو روزه از عراق حركت خواهند كرد . در باب قوام الملك و پسرهايش هم تلگرافات اكيده شده خاطر آسوده داريد كه همين چند روزه حركت خواهند كرد . . . متوليباشى حضرت معصومه هم احضار شده‌اند . ليكن اينها جز فريبهايى نبود ، و خواهيم ديد كه اتابك بجاى خوابانيدن اين آشوبها گرفتاريهاى ديگرى براى مجلس پديد آورد . »

انديشه‌هاى حاجى شيخ فضل الله

در اينهنگام داستان « دنباله قانون اساسى » در ميان ميبود . چنان كه گفته‌ايم تبريزيان خرده‌هايى بقانون اساسى گرفته چيزهايى را درخواست نمودند كه به آن افزوده گردد . مجلس ناگزير شد كمسيونى برگزيد . و اينان يك قانون بزرگ - تر ديگرى بنام « متمم قانون اساسى » نوشته آماده گردانيدند . ليكن از ترس آنكه بهانه بدست بدخواهان افتد ناگزير شدند از ديده علما بگذرانند ، و اين بود نشستهايى در مجلس براى اين كار برپا ميكردند كه بهبهانى و طباطبايى و حاجى شيخ فضل اللّه و برخى ديگرى از علماء گرد آمده در آن پيرامون گفتگو ميكردند . ولى اين گفتگوها دو دستگى بميان علما انداخت و دشواريهايى پديد آورد ، و براى آنكه داستان نيك روشن شود ميبايد در اينجا اندكى ايستاده و دربارهء اين علما و انديشه - ها و آرزوهاى ايشان سخنانى برانيم : چنان كه گفته‌ايم جنبش مشروطه را در تهران دو سيد پديد آوردند و صدر العلماء و حاجى شيخ مرتضى آشتيانى و شيخ محمد رضاى قمى و كسان ديگرى از ملايان با آنان همگام ميبودند . سپس در پيش‌آمد بست‌نشينى در مسجد آدينه و كوچيدن بقم حاجى شيخ فضل اللّه نيز با آنان همراهى نمود و پس از آن هميشه همراه ميبود . پس از پيشرفت مشروطه و باز شدن مجلس ، ديگران هر يكى بهره‌اى جسته بكنار رفتند . ولى دو سيد و حاجى شيخ فضل اللّه همچنان بازماندند ، و چون مشروطه را پديد آوردهء خود ميشماردند از نگهبانى باز نمىايستادند . دو سيد با آنكه بنمايندگى برگزيده نشده بودند هميشه در نشستهاى مجلس ميبودند و بگفتگوها در ميآمدند . حاجى شيخ فضل اللّه نيز گاهى ميبود . اينان مشروطه را پيش بردند ليكن در انديشه و آرزو يكى نميبودند . دو سيد راستى را مشروطه و قانون ميخواستند ، ولى حاجى شيخ فضل اللّه « رواج شريعت » را