اداره محاسبات نظامى ، اداره توپخانه ، اداره سواره نظام ، اداره پياده نظام ، اداره محاكمات عسكرى ، اداره بحريه .
وزارت علوم
اداره مدارس ، اداره اوقاف ، اداره مطبوعات ، اداره حفريات موزه ، اداره مطبعه دولتى ، اداره ابنيه عتيقه .
وزارت فوايد عامه
اداره طرق و شوارع ، اداره معادن ، اداره شوسه و راهآهن و جنگلها .
وزارت تجارت
اداره تجارت ، اداره محاكمات تجارتى داخله ، اداره فلاحت ، اداره صنايع .
اين نخستين كابينه قانونى بود كه بمجلس شناسانيده گرديد . يكى از كارها كه در اين زمان در تهران رخ داد ، آن بود كه حاجى شيخ فضل اللّه بدستاويز برخى از نوشتههاى كتاب « مسالك المحسنين » طالبوف را بيدين خواند ( تكفير كرد ) . اين سخن بروزنامهها نيز افتاد و در حبل المتين در آنباره گفتار نوشته شد ، و گويا يكى از بهانهها كه طالبوف براى نرفتن بتهران داشت همين ميبود .
برخى پيشآمدهاى تبريز
در اينميان در پايان سال در تبريز نيز ، برخى كارها رخ ميداد . كميابى نان كه گفتيم همچنان مايهء گرفتارى مىبود . چون انجمن نان را بهشت عباسى پايين آورده بود ، اين بنانوايان گران افتاده به كار - شكنى مىكوشيدند . از آن سوى ديهداران كه بيشترشان مشروطه را از درون دل دوست نميداشتند از فروش غله خوددارى نشان ميدادند . انجمن از نظام - الملك خواست كه به آنان فشار آورد و به فروش غله وادارد و نظام الملك همراهى نشان داد ، ولى در نهان جز بكارشكنى نكوشيد . گروهى از آزاديخواهان در انجمن انبوه شده و خواستار گرديدند كه پرك داده شود خود آنان به كار برخيزند . ولى انجمن آن را مايهء آشوب دانسته بجلوگيرى پرداخت .
روز سىام بهمن ( هفتم محرم ) ميرهاشم دوچيى از تهران بازگرديد . چنان كه گفتيم اين را از تبريز بيرون كردند ، و سپس انجمن ايالتى بنام دلجويى از مردم دوچى و بپاس پيشگامى آنان ، او را يكى از نمايندگان دوازدهگانه آذربايجان برگزيد ، و با تلگراف « اعتبارنامه » براى وى فرستاد ، و ميرهاشم چند روزى بمجلس ميرفت و در گفتگوها همراهى مينمود ، ولى سپس دانسته نيست بهرچه كناره گرفت و چنان كه گفتيم به تبريز باز گرديد . ما را در اينباره آگاهى درستى نيست . گويا او خود آرزومند باز گشتن به تبريز مىبود . و انجمن باز براى دلجويى از مردم دوچى اين را پذيرفته و ببازگشتن او خشنودى نموده و خود اميد مىبست كه ميرهاشم گذشته را فراموش ساخته دلسوزانه همدستى خواهد كرد ، و به همين اميد بود كه چند روزى پس از آن ، كسانى از باشندگان انجمن به خانه