هراتى كه يكى از نمايندگان بود « خطابه » اى خواند . مردم شادمانيها نمودند و آواز به « زنده باد » و « استوار باد » بلند گردانيدند . نمايندگان يكديگر را بغل ميگرفتند و از سر و روى يكديگر ميبوسيدند و برخى از شادى گريه مينمودند .
آن شب در مدرسه مروى جشنى گرفته شد و شادروان بهبهانى پيشآمد را به انجمن تبريز و ديگر جاها آگاهى داد . فردا شب باز در مدرسه سپهسالار بجشن و چراغانى پرداختند .
آن روز به اين چيزها ارج بيش از اندازه خود داده ميشد . مردم از سادگى به اينها دلبستگى بيشتر مينمودند . اين بسيار ارج ميداشت كه كشوريكه قرنها با خودكامگى و در دست هوسبازان و ستمگران زندگى كرده بود كنون داراى يك قانونى باشد و ديگر دست ستمگران و هوسبازان باز نباشد . هر بندى را كه از قانون اساسى بسنجيم براى مردم ايران مايه آسايش و پيشرفت ميبود . ما به اين خرده نميگيريم كه بچنين قانونى ارج ميگزاردند و شادمانى مينمودند . ايراد ما از آنست كه سادهدلانه تنها داشتن اين قانون را چاره همه دردها ميشمردند . مثلا اگر كسى گله از ناايمنى كشور ميكرد يا ناله از بدخواهى درباريان مينمود شنونده در زمان پاسخ مىگفت : « بگذار قانون اساسى برسد همه اينها درست خواهد شد ، و اين بدخواهان در جاى خود خواهند نشست » . از سادگى گرفتاريها و پابندهاى بزرگى را كه ميداشتند ، از پراكندگى انديشهها و از آلودگى خويها و از دست اندازيهاى بيگانگان ، نميدانستند ، و دلهاى خود را با اين چيزها خوش مىكردند .
چنان كه گفتيم : نخست درباره دبستانها اين خوشگمانى را ميداشتند و چنين مىپنداشتند كه همين كه جوانان از آن دبستانها بيرون آيند ايران گلستان خواهد بود . سپس كه داستان مشروطه پيش آمد هر زمان به چيز ديگرى دل مىبستند . اين زمان بقانون اساسى دل بسته بودند و اينست از داشتن آن شادمانى بىاندازه مىنمودند .
دار الشورى روزبروز بارج و نيرو مىافزود . رسيدن « نظامنامه داخلى » و « قانون اساسى » راه كار را روشنتر گردانيده ، و اين بود ، چنان كه تبريزيان يادآورى كرده بودند بر آن شدند كه بيك اندازه گردانيدن درآمد و رفت دولت پردازند و بگفتگو از آن برخاستند .
روانه گردانيدن نمايندگان از آذربايجان
چنان كه گفتيم در تبريز برگزيدن نمايندگان انجام گرفت . ولى چون بسيارى از آنان كه برگزيده شده بودند و از مجتهد و ثقة الاسلام بىپروايى مينمودند و دانسته نبود كه پذيرفتهاند يا نه ، و از آنسوى دانسته نبود دررفت سفر را از كجا پردازند ، كار همچنان بىنتيجه مىماند . در اينميان از تهران چند بار يادآورى كردند و نيز مجاهدان فشار آوردند ، و اين بود انجمن به آن پرداخت و پس از گفتگوى بسيار كسان پايين بنمايندگى شناسانيده شدند .