تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
حاجى ميرزا ابراهيم آقا ، آقا ميرزا فضلعلى ، سيد حسن تقىزاده ، مستشار الدوله ، حاجى امامجمعه خويى ، احسن الدوله ، هدايت اللّه ميرزا ، ميرزا عبد الرحيم طالبوف ، مير - هاشم دوچيى ، حاجى محمد آقا حريرى ، حاجى ميرزا آقا فرش فروش ، شرف الدوله . تقىزاده چند روز پيش از جنبش تبريز آهنگ مصر كرده بود و چون از برگزيده - شدن خود آگاه گرديد يكسره روانهء تهران شد و اين زمان در مجلس ميبود . ميرهاشم نيز در تهران ميبود و « اعتبارنامه » او را بتلگرافخانه فرستادند . آنچه مىبايد گفت اينست كه آن را انجمن برگزيده و خواستش دلجويى ميبود . طالبوف در ولاديقفقاز مى - زيست و تنها بنام ارجشناسى از كوششهاى پيشين او و از نوشته‌هايش او را برگزيدند . ولى او اين زمان واميزد و دلخوشى از اين جنبش و كوشش ايرانيان نميداشت . اين در بسيار كسانست كه در راهى كه ميكوشند چون بيك جايى رسيدند . ديگر آزرده شوند و رو برگردانند . طالبوف از اين كسان ميبود و اين زمان آزردگيها مينمود . نامه‌اى ازو در شماره دوم - روزنامه انجمن است كه چاپلوسانه محمد عليميرزا را « حضرت اقدس و الا وليعهد روحنا فداه » مينويسد . نامه ديگرى در شماره سى و سوم آن روزنامه است كه ميگويد : « ايرانى كه تاكنون اسير يك گاو دو شاخه استبداد بود اما بعد از اين اگر اداره خود را قادر نشود بگاو هزار شاخه رجاله دچار گردد . آنوقت مستبدين به نابالغى ما ميخندند و دشمنان اطراف شادىكنان لا حول گويند . فاش ميگويم كه ( من اين مسئله بيچون و چرا ميبينم ) و گرنه بفرماييد كدام تبريزى قراجه داغيست كه براى منع دخول و سوختن نسخه‌هاى - ملا نصر الدين باغواى معاندين شورش نمايد و از مجمع مطالبه اذن دخول بكند . هركس هجو ولىنعمت تاجدار خود را بگيرد و بخواند يا با نويسنده او مكاتبه نمايد چنين بىغيرت چه حق دارد خود را ايرانى حساب بكند ! ؟ . . » از مشروطه گرفتن ايرانيان آزردگى مينمايد به اين دستاويز كه اگر نتوانند خود را راه برند دچار آشوب خواهند بود . يكى نپرسيده كه چه ميخواهى ؟ ! . . اگر ميگويى نمىبايست مشروطه گرفته شود پس آن نوشته‌هاى تو بهرچه بود ؟ ! . . . اگر ميبايست گرفته شود پس اين سخنان دلسردىآور بهر چيست ؟ ! . داستان ملا نصر الدين اينست كه اين روزنامه در آن سال در قفقاز آغاز شده بود و پيكره 54 نشان ميدهد كسانى را از پيشروان جنبش تبريز و از نمايندگان انجمن و از نمايندگانى كه براى دار الشورى برگزيده شده بودند . آنان كه در جلو ايستاده‌اند « از راست به چپ » : ميريعقوب يكى از « كاركنان انجمن » . حاجى غنى صراف ، ميرزا جواد ناطق « ناصح‌زاده » ، حاجى نظام الدوله « سرانجمن » ، شادروان شيخ سليم ، ميرزا فضلعلى آقا ، شريف الدوله ، هدايت اللّه ميرزا ، حاجى محمد آقاى حريرى . از آنان كه در پشت سر ايستاده‌اند . آنكه در پشت سر حاجى نظام الدوله ايستاده حاجى مهدى آقا كوزه كنانى است ، آنسوتر حاجى ملك التجار است ، آنسوتر مرتضوى است ، آنسوتر حاجى معين الرعايا است .