تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
مهدى خلف حاجى محمد ابراهيم كلباسى طاب ثراه در مقام ممانعت ، لازمهء موعظه و نصيحت به عمل آوردند پذيرفته نيامد . لاجرم جناب سيد بعزم عتبات عاليات مسافرت فرمود . آقا محمد مهدى انزوا اختيار نمود ، اهالى شهر بالاجماع سر به شورش نهادند تفنگچى بلوكات به معاونت سپهدار آمدند . هرروزه نزاع و جدال روى مىنمودند و از طرفين جمعى مقتول و مجروح مىشد . روز هيجدهم محرم سال هزار و دويست و شصت و شش شيخ على خان سرهنگ روى به تصرف سراى ميرزا عبد الحسين آورد ، خانه را تصرف كرد ، ولى به زخم گلوله از پاى درآمد . با چند نفر سرباز مقتول گرديد . چون اين اخبار مسموع امناى دولت معدلت شعار آمد افواج سيلاخورى و فيروزكوهى و جمعى سواره و پيادهء غير نظام بتأديب و تنبيه اشرار اصفهان مأمور داشتند . از آنسوى از خدمت جناب سيد كه بعزم عتبات فيض بنيان به گلپايگان رسيده بود خواستار مراجعت و موعظت به اصفهانيان شدند . جناب سيد مراجعت و موعظت فرمود ولى فايده نبخشود . شانزدهم شهر صفر ميانه نوكر و رعيت جنگى سخت واقع شد ، جمعى كثير از طرفين مقتول و مجروح گرديد . اموال دكاكين بعضى از كسبه و رعيت منهوب و عمارات جمعى از آن جماعت مخروبه گشت . چون اين كار بدور و دراز كشيد كار بر جماعت مفسدين اشرار دشوار گرديد . محمد عليخان به تبديل لباس به مسجد جمعه پناه برد . امام جمعه او را خدمت سپهدار فرستاده شفاعت نمود . احمد ميرزا و ميرزا عبد الحسين با جمعى ديگر بتوسط جناب سيد و آقا محمد مهدى ملتزم رفتن دار الخلافه شدند ، سپهدار نيز رضا داد فى الجمله آرام و آسايشى روى نمود . مسافرين دار الخلافه متوسل به ذيل عاطفت جناب سيد شدند كه با ايشان تشريف‌فرماى دار الخلافه و دافع مخافت و آفت شوند . جناب سيد مسئول آنها را اجابت فرمود ، روانهء دار الخلافه گرديدند . بعد از روانگى ايشان سپهدار جمعى را بگرفتن آنها بسركردگى حاجى كيكاوس ميرزا روان كرد . ميانهء مورچه‌خورت و قريهء سوبه ايشان رسيده روساء اشرار فرار نمودند . قليلى از غوغا - طلبان و ساير رعايا و ضعفا كه در حقيقت به دادخواهى مىشدند جمعى از طلاب و