پنهانى به يزد آمد ، متوارى گشت . در خروج و فتنهء سيد يحيى دارابى چنان كه انشاء اللّه مرقوم خواهد گرديد شركت نمود ، مجروح گرديد . آن هنگام آقا خان از نيابت حكومت معزول و شيخعلى خان بنى عم سردار به نيابت آمد محمد عبد اللّه را مطمئن ساخت به خدمت آورده به قتلش پرداخت ، مهام يزد قرين انتظام شد . هم در شهر رمضان اين سال حاجى ميرزا آقاسى كه ساكن عتبات عرش درجات بود روى به عالم آخرت نهاد . هم در رمضان اين سال حكومت دار السلطنه اصفهان به غلام حسين خان سپهدار برقرار آمد .
محمد حسين خان خلج به راه نيابت حكومت شتافت خود نيز به فاصلهء اندك مدت به اصفهان آمد . نظم شهر و دهات و وصول ماليات وجههء همت ساخت ، زمانى نيامد كه شورشى بلاجهت حاصل آمد . بعد قضاء اللّه سبب اين بود كه از يكى از گماشتگان امام جمعهء اصفهان را بعد از فراغ از اداء نماز درب مسجد شاه با سربازى بىسبب مخاصمتى آغاز شد ، جانبين را ممد و معاون انباز گرديد . از استماع قيلوقال امام جمعه طريق استعجال پيموده رفع ما يقال را فرمود ؛ ولى از سربازان احترامى شايسته نسبت به ايشان در ميان نيامد . اين عدم ظهور احترام سبب رنجش خاطر امام جمعه آمد به منزل سپهدار درآمده شكايت آغاز نهاد قرار بر اين نهاد كه على الصباح بتأديب و تنبيه سربازان نادان اقدام رود . هنگامهطلبان اصفهان اين قرار را پايدار نخواستند بالاجماع در مسجد جمعه اجتماع كليه نمودند .
محمد حسين خان از جانب سپهدار به جهت تسكين غوغاطلبان و اطفاء آن نيران به مسجد رفت ، به جايى نرسيد بل به ضرب شمشير و گلوله مقتول گرديد . پس از اين جسارت اعاظم و اعيان چون احمد ميرزاى صفوى و ميرزا عبد الحسين و محمد عليخان و ابراهيم خان در اظهار كلمهء عصيان و اخراج سپهدار از اصفهان همداستان شدند . سپهدار حسن آقاى سرهنگ را بگرفتن احمد ميرزا مأمور كرد ؛ مشار اليه با اهل و عيال به مسجد جمعه رفت . خانهء او را ويران نموده مراجعت كردند . احمد ميرزا در مقام رفيقجويى از مسجد جمعه طريق خانهء ميرزا زين العابدين پسر مرحوم حاجى سيد محمد باقر اعلى اللّه مقامه را برداشت ؛ آنجا را مأمن ساخته هرروزه به حوالى عمارات سلطانى مىتاخت و به اذيت نوكران ديوانى مىپرداخت . جناب حاجى سيد اسد اللّه خلف مرحوم سيد مغفور و آقا محمد
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص٧٧