عليمردان خان را بحيّز تسخير درآوردند و همچنين فوج خاصه و تبريز چند سنگر و كاروانسرا را متصرف شدند ، جز از مأسورين معركهء نبرد بيست نفر از بابيه مأسور گرديده مقتول گرديد . جمعى از جانب دروازهء قزوين فرار نمودند پس از اين كارزار كار ايشان زار و به رنج و عنا گرفتار آمدند . چند روز ديگر حركت مذبوحى نموده تا اكثر رؤساء آن ملاعين مقتول ، ملا محمد على به زخم گلوله كه بر بازويش رسيد مجروح گرديد .
خانهاش از گلولهء توپ و خمپاره با خاك برابر آمد ، ملا محمد على كمتر از هفتهاى در خاك نهفته و بجانب اسفل السافلين درك شتافت . جسد پليدش با شمشير و لباس در اساس ديوارى دفن ساختند بعد از ارتحال آن قائد ارباب ضلال اصحاب خسران مآلش از در استيمان درآمدند . لاعلاج مستمال و مطمئن شده دست از محاربه باز داشتند . روزانهء ديگر صد نفر كم و بيش به ضرب نيزه ، پيش راه دوزخ پيش گرفتند بقيه به انواع سياسات و عقوبات به جانب دركات جهنم شتافتند . چون اين خبر معروض پيشگاه شاهنشاه فلك خرگاه افتاد خلاع فاخره و فرامين تعيين مناصب و اضافهء مواجب هريك از سران و سركردگان على قدر مراتب مصحوب قاسم بيك تفنگدار عنايت و انفاذ گرديد .
مسافرت عزيز خان مكرى آجودان باشى به تهنيت ورود وليعهد
الكسندر پسر و وليعهد نكولاى ايمپراطور دولت روس بعزم انتظام مهام ممالك قفقاز و گرجستان به ايروان آمد . كارگزاران دولت عليهء ايران را به اقتضاى اتحاد دولتين و مصالحه و و داد جانبين لازم بود كه يك نفر از ناميافتگان دولت و مقربان حضرت كه به زيور عقل و دانش و آگاهى و بينش آراسته باشد و از عهدهء آداب و طريقهء سلوك دريافت خدمت سلاطين و ملوك برآيد به ايروان گرايد و مراسم يك جهتى و مودت را بسزا انجام نمايد . لهذا عزيز خان مكرى كه در به دو جلوس ميمنت مأنوس به منصب آجودان باشى گرى سرافراز و به جهت تقديم خدمات مهمه كمال امتياز را داشت مأمور ، همچنانكه در تلو مقدمهء زنجان اشعارى شد با يك قطعه نشان تمثال همايون و يك رشته حمايل آسمانگون كه خاصهء سلاطين و وليعهدان با عز و تمكين است و خطابى كريم و كتابى لازم التكريم از دار الخلافه به آذربايجان آمد . از آنجا عازم ايروان گرديد بعد از ورود