مضمون حكم محكم مخبر و مستحضر گرديد ، از كارگزاران دولت انگليس حمايت طلبيد . از آن جائى كه مدتى بود كه اهالى دول خارجه به سبب فتور و سستى مصدر صدارت در مهمات داخله جسور و سخت مداخلت مىنمودند ، اين وقت كه خود ايام فترت بود لهذا شفاعت و حمايت به عمل آمد . وزير لشكر از عمارت خورشيد به سراى خويش گرائيد خلاصه از چمن توپچى موكب سلطانى با حشمى انبوه و لشكرى باشكوه .
فضل اللّه معجم :
سپاه كوه پيكر فوج در فوج * چنان كز روى دريا موج در موج
سراسر با سنانهاى زره سم * ز سر تا پاى در آهن شده گم
بر اين سياق كوچ بر كوچ عازم زنجان ، قريب به آنجا خسرو خان گرجى و عليخان سرتيپ قراگوزلو با دو فوج سرباز به تقبيل درگاه خلايق اميدگاه ، مفتخر و سرافراز شدند . و همچنين در زنجان دو فوج سرباز و هزار و پانصد نفر سوارهء آنجا و هزار و پانصد نفر سوارهء شاهسون از حضور باهر النور عبور داده مقبول و مستحسن آمد .
محبعليخان ماكوئى بدحال و پريشان از كرمانشاهان رسيد ، مورد سخط پادشاهى گرديد .
حكومت خمسه به عبد اللّه ميرزا و وزارت آنجا به ميرزا شفيع توسركانى مرجوع گشت . پس از انجام مهام آن سامان موكب ظفر قرين به قزوين و از آنجا عازم دار - الخلافه گرديد . جمهور اهالى طهران از امير و مأمور از قزوين الى يافتآباد دريافت حضور باهر النور نمودند . روزانهء ديگر كه جمعهء بيست و يكم شهر ذيقعده بود . موكب مسعود با جنود نامعدود ظفر نمود ، به دار الخلافهء قاهره شرف ورود ارزانى و ارك سلطانى را به قدوم ميمنت لزوم رشك بيت الشرف آفتاب فرمود . عمارت حاجى ميرزا آقاسى محل اقامت امارت پناهى ، در همان شب شنبه به حكم همايون مجلس خسروانى آراسته گشته خديو گردون سرير بر اورنگ جهاندارى جلوس فرموده و سرير فلك سير به شكوه طلعت شاهنشاه ثريا منزلت ، سر به ذروهء عيوق و جوز اسود . فضل اللّه معجم :
دولت نهاد تارك ، بر خاك آستانش * نصرت گرفت نصرت ، از تيغ آبدارش
گلزار دين شكفته ، از نوبهار عدلش * دست ستم شكسته ، از كلك در نثارش