به محافظت و محارست قلعهء مرو مأمور نمود . خود با بقيهء لشكر در سه فرسنگى قلعهء مرو محلى كه موسوم به سمندوك است ، آمده سه روز در آنجا توقف ، روز غرهء ربيع الاولى از آنجا حركت به مسافت دو هزار قدم از سنگر و سقناق « 1 » جماعت تركمان ، محل اقامت و توقف اتفاق افتاد . روزانهء ديگر ، فردوسى :
چو بر زد سر از كوه گيتىفروز * دو زلف شب تيره بگرفت روز
وزان چادر قير بيرون كشيد * به دندان لب ماه در خون كشيد
دليران جانبين و مبارزان حزبين ، بهم مصارم و ملاقى گشته ، بهادران بافرهنگ ، برآهنگ چنگ ، چنگال و چنگ گشوده آغاز ستيز كردند ، زمان طعن و ضرب اسياف و رماح ، از صباح تا رواح ، امتداد يافت . جمعى از طرفين مجروح و مقتول گرديدند .
محمد حسنخان فراهانى سرتيپ در اين جنگ به درجهء شهادت رسيد ، تا روز شانزدهم ماه مزبور ، ديگر محاربه صورت ظهور نيافت ، طرفين به استحكام سنگر و سقناق خود مىپرداختند .
روز شانزدهم ماه مزبور طايفهء تركمانيه ، اناثا و ذكورا ، دست از جان شسته به هيأت اجتماع پاى به معركهء كارزار گذاشتند . آتش محاربه شعلهور ، از تيغ دليران هنرور ، تودهء اغبر ، رنگ لالهء احمر گرفت . در آن روز گرما به شدت اشتداد داشت ، انورى :
ز نور تابش خورشيد لعلفام شدى * سروى « 2 » آهوى دشتى چو آتشين خلخال
چو گرم گشتى آب از هواى آتش طبع * پشيزه نرم شدى در مسام ماهى وال « 3 »
از طلوع فلق تا ظهور شفق دست به تيغ و تفنگ باز بردند ، و بساطى ملمع از خون دليران بر سطح زمين گستردند .
بيت
جهان به حيله دم اندر كشيده چون نقطه * اجل به كينه دهان باز كرده چون پرگار
هامش
( 1 ) سقناق : اردوگاه
( 2 ) سروى : شاخ
( 3 ) اين دو بيت در ديوانهاى چاپشدهء انورى ديده نشد ، ماهى وال : نهنگ