تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
وى را مكتوب كرد كه ما خود مطيع و محكوم حكم حاكم فارس بوده و مىباشيم ، حاجت به لشكر و شور و شر نخواهد بود ، حاجى محمد رحيم خان به اين كلمات واهى فريفته و مغرور شده ، لشكرى كه همراهش مأمور بود منصرف گردانيد ، خود با معدودى به بندر درآمد . پس از چند روز امام مسقط فرستاده ، طالب ملاقاتش شد . مشار اليه نيز حسب الخواهش امام مسقط جازم شد . پس از ورود به آنجا حسب الامر سيد ثوينى پسر سيد سعيد خان كه در آن وقت به نيابت پدر و در مسقط اوقات مىگذاشت مأخوذ ، و در جزيرهء هرمز چهار فرسنگى بندر عباس محبوس گرديد . شيخ سعيد به استحكام قلعه و حفر خندق پرداخت . سر به عصيان برآورده جمعيتى از مسقط و جزيرهء قشم و غيره فراهم ساخته ، چون ازين هنگامه امناى دولت جاويد مدت عليّه را اطلاع حاصل گرديد ، برحسب فرمان قضا جريان اميرزاده طهماسب ميرزا مؤيد الدوله كه در اين هنگام به حكومت فارس اجتماع حواس مصروف مىداشت ، به تسخير بندرعباس و تدمير جماعت خوارج مأمور آمد . مشار اليه حسب الامر به احتشاد لشكر و تهيهء لوازم سفر پرداخت . قبل از حركت خويش رضا قليخان سرتيپ فوج عرب را با دو عراده توپ بعزم تسخير و تصرف بلوك رودان و احمدى روانه ساخت ، خود نيز از سمت لارستان عازم گرديد . شيخ سعيد چون از نهضت لشكر ظفر اثر مستحضر شد ، سيد ثوينى را مطلع نمود . مشار اليه سيد محمد نام از بنى اعمام خود را با جمعيتى شايسته از جماعت خوارج عمان و شيخ عبد الرحمن قشمى را به اعانت مشار اليه روان داشت . اين هنگام مؤيد الدوله محمد تقيخان نام را محض استخلاص حاجى محمد رحيم خان روانهء بندرعباس گردانيد كه بهر نوع تواند و بهر قسم بيم و اميد و وعد وعيد كه مقتضى داند مشار اليه را رهائى دهد . محمد تقيخان بعد از ورود به بندر عباس و ملاقات شيخ سعيد و شيخ عبد الرحمن قشمى به اقتضاى مصلحت سخن راند و منشور حكومت آنجا به شرط رهائى حاجى محمد رحيم خان به اسم ايشان خواند . از آنسوى نيز خبر مأموريت لشكر دشمن شكر رسيده بود ،
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 133 | محمد جعفر خور موجى