آبدار و گلولهء صاعقه كردار آهنگ دار بوار ، و جمعى در حين فرار و عزم ركوب سفاين غريق بحر فنا شدند .
عبد الباقى ميرزا و صارم الدوله و ساير سران و سركردگان لشكر همگروه بعزم يورش به جنبش درآمده ، قلعه را متصرف و بقية السيف اعراب كه مجال و فرصت فرار نيافتند به قيد اسارت گرفتار گرديده ، شيخ عبد الرحمن قشمى نيز مقتول گرديد .
عبد الباقى ميرزا رؤس منحوس جماعت مقتولين را با گرفتاران روانهء شيراز نمود و لشكر كرمان طريق كرمان پيمود . سيد ثوينى با منهزمين اعراب به جزيرهء قشم شده رحل اقامت افكندند . عبد الباقى ميرزا مستحفظ و ساخلو بندر را منتظم داشته ، خود بجانب شميل و ميناب حركت نمود . چون رئيس احمد شاه كلانتر شميل و ميناب با جماعت خوارج به جزيرهء قشم اقامت داشت ، رئيس محمد نام را به كلانترى آنجا گماشت . ساير مهام آن سامان را قرين انتظام نموده ، معاودت به بندر عباس كرد .
چندان توقف نمود كه باقر خان تنگستانى و تفنگچى مأموره به محافظت بندرعباس وارد گرديد . محافظت آنجا را به مشار اليه مفوض نموده خود به قصبهء لار مراجعت كرد و به حكومت لارستان كه از جانب مؤيد الدوله مأمور بود ، مشغول گرديد .
مؤيد الدوله مراتب را مفصلا به دربار فلك اقتدار معروض داشت . شاهنشاه اسلام پناه در ازاء تقديم خدمت و تحمل زحمت مؤيد الدوله را به نشان الماس و عبد الباقى ميرزا را نشان سرتيپى و حمايل سرخ و عبد اللّه خان صارم الدوله را به نشان ميرپنجگى و همچنين ساير سرتيپان و سرهنگان على قدر مراتبهم تشريف فرموده ، مورد عنايات بلانهايات خديوانه و اشفاق سرشار خسروانه گرديدند .
هم در اين سال محمد حسنخان سردار ، حكمران كرمان ، موسى خان قاجار را با سپاهى جرّار به نظم ساحات بلوچستان روانه داشت . مشار اليه قلاع دزك و سرابستان را مسخر ، جمعى از اشرار را مقتول ، رؤس منحوشان را به كرمان فرستاد .
پس از نظم آن سامان خود نيز به كرمان مراجعت نمود . و همچنين امير علم خان ولد امير اسد اللّه خان حاكم قاين ، جماعتى از بلوچ را كه به يغما و تاراج آنجا آمده
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٣٦