تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
استحكام آن ابينه و اركان ، آنچه در حيّز قدرت و امكان داشت فروگذاشت نكرد . خلاصه بعد از عزل ميرزا تقى خان آئينهء خاطر مهر مظاهر شاهنشاه اسلام‌پناه عكس پذيرد شاهد اين مدعا گرديد ، كه خدمت صدارت عظمى به « ميرزا آقا خان اعتماد الدوله » مفوض و مرجوع و زمام مهام امور جمهور به كف كفايتش محول و موكول فرمايد . روز يكشنبه بيست و دوم محرم او را به يك ثوب جبّهء ترمه شمسه مرصع به الماس و ياقوت مخلع و به منصب وزارت كبرى و صدارت عظمى مشرف فرموده به شخص اول ملقب داشت . شاهزادگان و اميرزادگان و تمامى اعاظم و اعيان در خدمت صدارت و حضرت وزارت جمع و پروانهء آن شمع شدند . چون بعون عنايت خداوند ازل و تأييد مكرمت قادر لم يزل كسوت زيباى اين شغل و عمل بر قامت شخص اول راست آمد . انورى :
داد كلك بيقرارش كار عالم را قرار * داد راى باثباتش ملك دنيا را ثبات بود اندر هرهنر اقصى نهايات الكمال * چون محيط آسمان اقصى نهايات الجهات
به عزمى ثابت و رأيى صائب و جدى صاعد و بختى مساعد ، در اتمام مهام مملكت و انجام انتظام دولت شروع پيوست . حكام و فرمان روايان امصار و بلاد را بر وفق مصلحت تغيير و تبديل داد . تعظيم فضلا و علماء ، تكريم وزرا و امرا را ديباچهء صحيفهء آمال و مقصود خود گردانيد . در مواجب و مستمريات و وظايف قبض و بسط صدر اول و ثانى را از دست داده ، بل امر بين الامرين را پيشنهاد ساخت . هرروزه به ظهور عنايتى تازه و بروز عاطفتى بىاندازه از حضرت جم مرتبت مخصوص مىآمد و به لقبى خاص چون شخص اول و نوئين اعظم و جناب اشرف امجد افخم منصوص مىگرديد . چون در رعايت خويش و تبار بىاختيار بود ، اولاد و برادرزادگان و منسوبان بل همسايگان ايشان بلكه اهالى بيشعور نور و كجور را حتى المقدور حاكم بلاد گردانيد و مالك رقاب عباد . چنانچه شرح هريك در مقام خود انشاء اللّه سمت تحرير خواهد پذيرفت . روز ششم شهر صفر بالخير و الظفر كه روز ولادت باسعادت خسرو معدلت‌گستر بود جشن ملوكانه ترتيب يافته سلام عام انجام يافت . صدر اعظم بعطاء عصاء مرصع و جبّه