باشى مفوض گرديد . ابراهيم بيك حاكم جوين معزول گرديد . محمد خان مصلحتگزار حسب الامر كارگزاران دولت ، خانه و سرائى در اسلامبول به جهت توقف سفراء ايران به مبلغ ده هزار تومان ابتياع نمود .
بيان اعتزال ركن الدوله و سهام الدوله از لرستان و خوزستان و استقلال احتشام الدوله در آن سامان
چون در سال گذشته حسب الفرمان قضا جريان ، محالات لرستان و خوزستان علاوه بر مملكت حكومتى خانلر ميرزا احتشام الدوله آمده بود ؛ دوم ربيع الثانى از بروجرد بعزم انتظام آن سامان حركت ، بيست و سيم وارد دزفول گشت . ايلدرم ميرزا برادر كهتر خود را با يك فوج سرباز و دو عراده توپ و جمعى سواره به صد مرّه فرستاد نايب الحكومهء لرستان گردانيد . سهام الدوله به دار الخلافه مراجعت كرد . چون به شوشتر رسيد چند چشمه از پل شوشتر را كه بانى آن شاپور ذو الاكتاف است خراب ديد . تعميرى بسزا نموده از شوشتر به اهواز رفت . مشايخ كعب و رامهرمز شرفياب خدمت شدند پس به حويزه گرائيد ، رودخانهاى از كناره حويزه مىگذرد و معروف به بركهء خداست و زراعت اهالى حويزه از آن رودخانه است . در زمان سابق شخصى هاشم نام نهرى از رودخانه به مزروع خويش جارى داشت ، به مرور شهور و اعوام اكثر آب رودخانه در آن نهر هاشم مايل و جارى گرديد ؛ اكثر مزارع اهالى حويزه لم يزرع ماند . اكثر اوقات ولات حويزه از خاك و خاشاك سدى ناپايدار برقرار و آبى به روى كار مىآوردند پادشاه جم جاه محمد شاه حكم به بستن سدى محكم نمود ولى انجام نيافت ، در اين وقت حسب الفرمان شاهنشاه فلك بارگاه سدّى محكم با بنيانى مشيّد و مستحكم به دستيارى اميرزاده احتشام الدوله به انجام رسيد و به سدّ ناصرى موسوم گرديد . پس از تقديم خدمت به اهواز مجدد رجعت كرد . به علت نهضت موكب فيروزى كوكب به سمت اصفهان ، احتشام الدوله عازم تقبيل استان معدلت بنيان گرديد ، چنانكه مرقوم گرديد ، در بروجرد شرفياب آمد . هنگام ذهاب از اهواز به بروجرد نصير خان جودكى را كه مستحق نكال و عقاب مىدانست بدست آورده محبوس نمود . ايلدرم ميرزا نيز در