تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
كالسكهء چهار اسبه سوار نموده و سه نفر چاپار سواره از قفاى كالسكه‌ها به اين قاعده و دستور روانهء حضور ايمپراطور گرديدند . چون به عمارت پادشاهى درآمدند به راهنمائى يك نفر پيشخدمت پادشاهى قدرى راه كه پيمودند ، ايشيك آقاسىباشى و سريدارباشى استقبال نموده سفير مخصوص با ايشيك آقاسىباشى و مترجم وزير دول خارجه شرفياب حضور ايمپراطور گرديده « سيناوين » وزير امور خارجه نيز از واقفان حضور بود . نامهء مودت ختامه كه در دست سفير مخصوص بود ، ايمپراطور در كمال احترام گرفته به وزير دول خارجه سپرد . بعد ايشيك آقاسىباشى ، تبعهء سفارت را به حضور آورده يك‌يك را معرفى بسزا نمود . از اعليحضرت ايمپراطور نسبت به سفير كبير و ساير همراهان تفقدى بسزا و التفاتى شايسته و بجا به ظهور رسيد ؛ پس از رخصت رجعت به همان قاعده و ضابطه خدمت ايمپراطريس كه حرم محترم ايمپراطور است و وليعهد دولت رسيده ، بعد برادران وليعهد را شرايط ارادت بجا آورده به منزل معاودت نمودند . چون خدمات محوله به انجام رسيد و هنگام معاودت به ملك ايران گرديد « غراف نسلرود » وزير اعظم در حضرت ايمپراطورى معروض گردانيد : جواب نامهء همايون و يك قطعه نشان الماس و يكرشته حمايل به سفير مخصوص اختصاص يافت و يكقوطى انفيهء مرصع به محمود خان نايب اول و دو قطعه نشان مرصع به داود خان و يحيى خان مترجم و يك حلقهء انگشترى زمرد به ميرزا بزرگ منشى و ده دستگاه ساعت قاب طلا و نقره به جهت ساير تبعهء سفارت از اعليحضرت ايمپراطورى عنايت گرديده ، رخصت مراجعت ارزانى فرمود . پانزدهم ذيحجه سال هزار و دويست و شصت و هشت به عزم مراجعت از پطرزبورغ حركت عازم مملكت ايران شدند . منازل عرض راه به قاعده و قانونى كه هنگام رفتن ايشان از هرنوع احترام و ميزبانى به عمل آورده بودند ، در مراجعت نيز معمول داشتند . از مشاهير متوفيات اين سال اميرزاده مصطفى قلى ميرزا و محمد تقى خان جوانشير نوادهء ابراهيم خليل خانست كه از اين قراباغ فانى رخ برتافته و به سوى گلزار جنان شتافتند .
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 102 | محمد جعفر خور موجى