رعيتى خادمان را زر دهد و در طريقهء چاكرى خائنان را سرگيرد ؛ شخصى كامل و منصف است و به اكثر اوصاف حميده متصف :
در رزم چو آهنست و در بزم چو موم * بر دوست مباركست و بر اعدا شوم
اما اين طايفه و وجه تسميهء ايشان به قشقائى آنچه از آثار و سير ، ظاهر و آشكار مىشود اين است كه اين طايفه از تركمانان دشت قبچاق و با اتابكان سلغرى به اين مرز و بوم به اتفاق آمدند . چون از تيرهء طايفهء يموت كه مسمى به قشقه مىباشند بودهاند لهذا به قشقائى مسمى شدند .
ديگر از وقايع اين سال
مأموريت ميرزا محمد حسين عضد الملك قزوينى صدر ديوانخانهء مباركه است به سفارت دولت بهيّهء روس ، مشار اليه با محمود خان نايب اول آجودانباشى كه در آن وقت به نيابت اول سفارت بدل شده و سابق نيز به جهت اقامت و توقف دار السلطنهء پطرز - بورغ مشخص شده بود ، و يحيى خان ياور مترجم و ميرزا بزرگ همدانى منشى ، روز دوازدهم ذيحجه از دار الخلافه حركت به تبريز آمد . پانزدهم محرم از تبريز حركت و به سمت ممالك روسيه عزيمت نمود . چون بكنار رود ارس كه الحال رأس الحد مملكتين است رسيد ، دويست و چهل نفر سواره و سى نفر فراش و هشت رأس اسب جنيبت همراهى را به تبريز برگردانيد ، در كنار رود يكصد و پنجاه نفر سوارهء قزاق و سيصد نفر سرباز از جانب كارپردازان دولت روسيه حاضر بود . وى را استقبال نموده در چاپارخانه نزول نمودند . از آنجا اموال و اثقال را بر سه عرادهء باركش حمل داده خود و همراهان در چهار دست كالسكه سوار شدند با پنج سر اسب جنيبت و ده نفر غلام و ده نفر فراش به نخجوان آمد . كپيتان و افسر و حاكم و اعاظم استقبال و لوازم احترام را معمول داشتند . به ضيافت شبانه اقدام نموده روزانهء ديگر غلام و فراش و مراكب خبائب را رخصت مراجعت داده خود با تبعهء سفارت كه جمله هيجده نفر بودند از نخجوان به ايروان آمد . جنرال لاروف و بلوكباشى و ساير اشراف ايروان به استقبال آمدند ، به مراسم قواعد ميزبانى و مهربانى پرداختند ؛ از آنجا عازم تفليس گرديد . احمد خان نوائى كارپرداز دولت عليهء