به قسمى كه سراسر شهر را فرا گرفت ، و بر اثر آن مردم سخت پريشان شده بالاى بامها و منارهها رفتند تا از سبب آن آگاه شوند . چون غبار فرو نشست ديدند انبوه سپاهيان مغول با اسبان و چارپايان خود روى زمين را پوشانده بغداد را از هر - سوى فرا گرفتهاند ، سپس لشكريان مذكور به استعمال و به كار بردن اسباب و آلات حصار شروع كردند . از طرفى سپاهيان خليفه نيز به دفاع پرداختند ، و تا نوزدهم محرم همچنان مقاومت كردند تا آنكه مردم ناگهان ديدند پرچمهاى مغول بر بارهء بغداد نمايان گشت ، و برجى كه كنار يكى از دروازههاى شهر به نام دروازهء كلواذى قرار داشت . و آن را برج عجمى [ 1 ] مىگفتند اشغال شد .
چون برج مذكور كوتاهترين برجهاى بارهء بغداد بود ، لذا لشكر سلطان از آن جا هجوم كرده وارد شهر شدند ، و چندان زخمى و كشتار و تاراج كردند كه مجمل آن داستان بر گوش گران مىآيد تا چه رسد به آن كه مشروحا و به تفصيل نگاشته شود .
و كان ما كان ممّا لست اذكره * فظنّ ظنّا و لا تسأل عن الخبر
پس از آن سلطان فرمان داد خليفه با زنان و فرزندان خويش نزد او بيايند ايشان نيز جملگى نزد وى رفتند ، و خليفه به درگاه سلطان بار يافت .
گويند سلطان خليفه را مورد عتاب و سرزنش قرار داد ، و او را درمانده و بىآگاه و مقصّر خواند ، سپس او و دو فرزند بزرگ و ميانهاش را به « ياسا » سپرد و دخترانش را به اسارت گرفت ، و سرانجام مستعصم در چهارم صفر شش صد و پنجاه و شش كشته شد .
شرح چگونگى وزارت در زمان مستعصم :
چون با مستعصم به خلافت بيعت
هامش
[ ( 1 - ) ] راجع به برج عجمى و تاريخچهء آن تفصيلا به حواشى و تعليقات مرحوم قزوينى بر جهانگشاى جوينى : ج 3 ص 473 رجوع شود .