تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
ميهمان‌خانه‌هاى ديگر كه جملگى از آثار اوست . مستنصر مىگفت : من مىترسم خداوند در قبال آنچه كه در راه او مىدهم و مىبخشم مرا پاداش ندهد ، زيرا خود او مىفرمايد :
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
[ 1 ] و من به خدا سوگند كه خاك و زر در نظرم يكسان است . دوران مستنصر دورانى خوش بود ، دنيا در زمان وى آرام و نيكىها فراوان و مملكت بسى آباد بود . هم در زمان او اربل فتح شد ، و مستنصر اقبال شرابى را با سپهسالار خويش به آن جا فرستاد ، و اين در وقتى بود كه مظفّر الدّين بن زين الدّين على كوچك حاكم اربل وفات يافته بود . مستنصر در سال شش صد و چهل درگذشت .

شرح چگونگى وزارت در زمان مستنصر :

چون با مستنصر به خلافت بيعت شد وى قمى وزير پدر و جدّش را سالى چند در وزارت خويش برقرار داشت ، سپس او را دستگير كرد ، و آنچه شرحش گذشت برايش رخ داد .

وزارت نصير الدّين ابو الازهر احمد بن محمّد بن ناقد :

مستنصر پس از قمى ابو الازهر احمد بن ناقد را به وزارت برگزيد . ابن ناقد در آغاز كارش وكيل مستنصر بود ، مدتى را در وكالت به سر برد ، سپس از وكالت به استاد الدّارى منتقل شد ، و پس از آن به وزارت رسيد ، و به خوبى از عهدهء آن برآمد ، و مملكت را به نحوى پسنديده ضبط و ربط كرد . ابن ناقد مردى بسيار با امانت و سياستمدار و در قبال واليان و عمّال دولت سخت پرهيبت بود ، و آزمندىها و تبه‌كارىها را از ريشه بركند . گويند هنگامى دو بيت در هجو او گفتند ولى ابن ناقد آن را پسنديده نيك شمرد ، و آن دو بيت اين است :
هامش
[ ( 1 - ) ] سوره آل عمران ، آيه 92 .