تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
چه خوش گفته است شاعر :
اقبل من الناس ما تيسر * و دع من الناس ما تعسر فانما الناس من زجاج * ان لم ترفق به تكسر
« آنچه ميسر است از مردم بپذير ، و آنچه را بر ايشان دشوار است فرو گذار زيرا مردم مانند شيشه‌اند كه اگر با آن مدارا نكنى خواهد شكست . » ولى يكى از شعرا كينه را ستوده است ، و در اين ستايش خود تنهاست . وى گفته است :
و ما الحقد الا توأم الشكر فى الفتى * و بعض السجايا ينتسبن الى بعض فحيث ترى حقدا على ذى اساءة * فثم ترى شكرا على سالف القرض اذا الارض ادّت ريع ما انت زارع * من البذر فيها فهى ناهيك من ارض
« كينه در وجود شخص با سپاس توأم است ، چون كه بعضى از صفات با بعض ديگر مربوطند . پس هر جا كينه‌اى دربارهء شخص بدرفتارى ديدى ، همان جا نيز شكرى را دربارهء نيكوكارى خواهى نگريست . زيرا هر گاه تخمى در زمينى كاشتى و زمين آن را با فزونى برگرداند تو را از زمين ديگر بىنياز مىكند » . ولى اين گفتارى است كه نمىتوان بر آن اعتماد كرد ، و چنانچه بتوان كرد كسان ديگر جز پادشاه بايد بر آن اعتماد كنند ، زيرا پادشاه از هر كس نيازمندتر است كه پيوسته در صدد پاك كردن نيت‌هاى مردم ، و با صفا نمودن دل‌هاى ايشان باشد .

كرم دل‌ها را جلب مىكند

از جمله صفاتى كه وجود آن در پادشاه پسنديده است همانا كرم و جوانمردى است ، و آن يگانه وسيلهء ربودن دل‌ها و جلب اخلاص و صفاى مردم ، و به خدمت - گزيدن بزرگان است . شاعر گفته است :
اذا ملك لم يكن ذاهبه * فدعه فدولته ذاهبه