تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
گزيد ، تا آنكه در سال شش صد و هفده درگذشت .

وزارت مؤيد الدّين محمّد بن محمّد بن عبد الكريم برر قمى :

وى اصلا قمّى بود ، در آن جا به دنيا آمد ، و در بغداد پرورش يافته آن جا درگذشت . قمّى به مقداد بن اسود كندى [ 1 ] منتسب بود . وى - كه خدايش رحمت كند - به امور ملك‌دارى بينا ، و به وسايل و اسباب رياست آگاه بود ، قوانين را خوب مىدانست ، و به اصطلاح ديوان‌ها و حساب نيك آشنايى داشت . در فنون ادب استاد ، و حافظ اشعار زيبا ، و راوى اخبار جالب و دلپسند بود . در رسيدگى به امور ديوانى مهارت داشت ، و از صبح تا شام ملازم آن بود . قمّى در آغاز كارش به خدمت سلاطين ايران پيوست ، بدين معنى كه در كودكى پيش از آنكه عمرش به بيست سال برسد در اصفهان در خدمت يكى از وزراى ايرانى به سر مىبرد . آن وزير از نويسندگانى كه در خدمتش بودند به تنگ آمده بود ، و اظهار مىكرد كه آنان همواره با دستورات و پيشنهادات وى مخالفت مىكنند ، ازينرو ايشان را از خود دور كرده قمى را به گمان آن كه جوان است و از فرمان‌ها و دستورات وى سرپيچى نمىكند به دبيرى خود برگزيد . قمى نيز مدّتى چند نزد وى به نويسندگى مشغول بود . در يكى از روزها مقدارى جامه‌هاى بافته كه بعض آن بريده و بعضى درست و نابريده بود نزد وزير آوردند ، وزير قمى را احضار كرد تا آنها را شمرده ثبت كند و به خزانه بفرستد ، سپس وزير براى قمى املا كرد كه بنويسد : فلان قدر جامهء درست و نابريده ، قمى نيز نوشت : فلان قدر جامه ، و لفظ درست را ننوشت ، وزير به دو گفت : چرا آنچه من به تو مىگويم
هامش
[ ( 1 - ) ] مقداد بن عمرو بهراوى كه پسر خواندهء اسود بن عبد يغوث زهرى بوده از فضلا و نجبا و كبار و اخيار صحابه پيغمبر به شمار مىآمده است . مقداد در فتح مصر حضور داشت و در آن جا وفات يافته جنازه‌اش به مدينه حمل و دفن شد . استيعاب ابن عبد البر : ج 4 ص 1481 .