در آن جا به عنوان پناهنده به سر برد ، تا آنكه از طرف سلطان دربارهء او با خليفه مكاتبه به عمل آمد ، سپس مقتفى اذن داد ابو القاسم با احترام به خانهء خود برگردد .
وى نيز به خانهء خود برگشت ، و همچنان بىكار نشست ، و به پريشان حالى افتاد ، و رشتهء كارش از هم گسيخت ، و سخت تنگدست و نگون بخت شد ، تا جايى كه بيمار گرديد ، و به قدرى بوييدنى ميل كرد ، ولى توانايى خريدن آن را نداشت .
ابو القاسم زينبى چون به خانهء سلطان پناه برده بود بيشتر اموال خود را صرف خواتين و اتباع و ارباب دولت سلطان كرد ، و بذل و بخشش وى همواره متوجّه گروهى از دولتيان و جز ايشان از دانشمندان و ميهمانان و درخواست كنندگان بود . چون ابو القاسم زينبى به مرضى كه بر اثر آن درگذشت گرفتار شد ، مقتفى نامهاى به دو نوشت و در آن وى را استمالت نمود ، و وعدههاى نيك به دو داد ، ابو القاسم نيز بدين شعر تمثل جست :
اتت و حياض الموت بينى و بينها * و جادت بوصل حين لا ينفع الوصل
« هنگامى نزدم آمده كه ميان من و او گودالهاى مرگ قرار گرفته است ، و وقتى منّت وصل بر من نهاده كه وصل سودى ندارد » .
و در پاسخ خليفه گفت : سفارش من اين است كه اهل و عيال و اطفال مرا نگاهدارى كنى . چون ابو القاسم زينبى درگذشت مقتفى همهء نيازمندىهاى فرزندان و صغار وى را به عهده گرفت ، و وظايف بسيار براى ايشان تعيين كرد .
وزارت نظام الدّين ابو نصر مظفّر بن علىّ بن محمّد بن جهير بغدادى :
نظام الدّين با علوم ، بخصوص با حديث نبوى ( ص ) مأنوس بود . دوران وى چندان طول نكشيد ، و روشى كه قابل ذكر باشد نداشت .
وزارت مؤتمن الدّوله ابو القاسم على بن صدقه :
خاندان مؤتمن الدّوله به وزارت و رياست شهرت داشتند . مؤتمن الدّوله مردى زيباروى و خوش خلق