وزارت درنگ كرد ، ولى نه دانش داشت ، و نه بينش در امور . در حقيقت كار وزارت و وزرا در اين روزها سخت رو به ضعف و ناتوانى نهاد .
وزارت ابو الحسين على بن ابى على محمد بن مقله :
متّقى ابو الحسين را به وزارت برگزيد ، ولى دوران وى چندان طول نكشيد ، و متّقى در حالى كه ابو الحسين وزيرش بود خلع شد . دوران متّقى و وزرايش به پايان رسيد . سپس ابو القاسم عبد اللّه مستكفى ابن مكتفى بن معتضد به خلافت نشست .
خلافت مستكفى
در سال سيصد و سى و سه با مستكفى بيعت شد . در زمان خلافت مستكفى به دو خبر دادند كه معزّ الدّوله رهسپار بغداد شده است . مستكفى سخت بيمناك شد و مردم نيز پريشان شدند . سپس مستكفى ميوه و هدايايى چند براى معز الدّوله فرستاد .
چون معز الدوله نزد مستكفى آمد مستكفى منصب امير الامرائى را به ضميمهء گردنبند و ياره و ساير ادوات سلطنت به دو داد و پرچمى برايش بست .
معز الدّوله اوّلين پادشاه آل بويه بود كه به دربار خلافت آمده رسميّت يافت ، سپس خليفه او را به معز الدّوله و برادر ديگرش را به عماد الدّوله ملقّب كرد ، و فرمان داد القاب ايشان را روى درهم و دينار نقش كنند . در اين وقت ديلميان در بغداد به خانههاى مردم فرود آمدند ، و اين كار پيش از آن سابقه نداشت . معز الدّوله روزى سوار شده به دار الخلافه نزد مستكفى آمد ، و به دو سلام كرد ، و زمين ادب در مقابل او بوسيد ، مستكفى نيز فرمان داد تختى نزد وى نهادند و معز الدّوله بر آن نشست . در اين هنگام دو نفر از ديلميان با توطئهء قبلى معز الدّوله ، نزد مستكفى آمده دست سوى وى دراز كردند ، مستكفى گمان كرد آنها مىخواهند دستش را ببوسند ، ازينرو دست خود را دراز كرد ، ولى آن دو نفر مستكفى را گرفته از تخت فرو افكندند ، و عمامهاش را به گردنش پيچيده او را روى زمين كشاندند ، معزّ الدّوله نيز از جا برخاست و سپس طبل و