تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨

خلافت مهتدى باللّه

مهتدى از ساير خلفا مذهبش بهتر و روشش نيكوتر و عبادت و ورعش زيادتر بود وى به عمر بن عبد العزيز تشبّه مىكرد و مىگفت : من شرم دارم كه در ميان خلفاى بنى اميّه شخصى مانند عمر بن عبد العزيز باشد ، ولى در ميان بنى عبّاس چنين شخصى وجود نداشته باشد . مهتدى خود براى دادخواهى ستمديدگان مىنشست و احكامى كه مردم را خشنود مىساخت صادر مىكرد . نيز وى در خوراك و پوشاك خود قناعت مىورزيد . يكى از هاشميّين نقل كرده گويد : من در يكى از شب‌هاى ماه رمضان نزد مهتدى بودم ، چون خواستم برخيزم و بروم مهتدى امر كرد بنشينم ، من نيز درنگ كرده با او نماز مغرب را گزاردم ، سپس مهتدى فرمان داد طعام بياورند ، در اين هنگام طبقى چوبين كه چند گردهء نان و ظرفى نمك و ظرفى سركه در آن بود آوردند ، مهتدى شروع به خوردن كرد ، من نيز كمى از آن خوردم زيرا گمان مىكردم بعدا طعامى بهتر از آن خواهند آورد ، مهتدى به من گفت : مگر روزه‌دار نبودى ؟ گفتم : آرى روزه‌دار بودم ، گفت : مگر نمىخواهى فردا روزه بدارى ؟ گفتم : چگونه نمىخواهم در ماه رمضان روزه بدارم ! گفت : پس طعام شامگاهى خويش را بخور كه اينجا جز آنچه مىبينى يافت نمىشود ! من تعجّب كرده گفتم : اى امير المؤمنين براى چه ، حال آنكه خداوند نعمتش را به تو ارزانى داشته روزى تو را فراوان كرده است ؟ ! مهتدى گفت : مطلب همان است كه تو مىگويى ، و خدا را سپاس كه چنين است ، ولى من دوست نمىدارم در ميان خلفاى بنى اميّه مانند عمر بن عبد العزيز بوده باشد ، ولى مانند وى در ميان بنى عبّاس يافت نشود . مهتدى هر گونه لهو و لعب را به دور افكند ، و غناء و شراب را تحريم كرد ، و اصحابش را از ظلم و تعدّى بازداشت .