براى اين كار انتخاب كرد .
گويند معاويه به يزيد گفته بود : اگر مردم مدينه با تو مخالفت كردند مسلم بن عقبه را به جان ايشان بينداز ، مسلم بن عقبه نيز در حالى كه بيمار بود به سوى مدينه شتافت ، و مدينه را از جانب حرّه كه جايى در بيرون مدينه بود محاصره كرد آنگاه براى مسلم بن عقبه ميان دو صف تختى نهادند ، و مسلم روى آن نشسته سربازانش را به جنگ بر مىانگيخت تا آنكه مدينه را گشود . در آن وقعه گروهى از بزرگان مدينه كشته شدند .
گويند : ابو سعيد خدرى ( رض ) صحابى پيغمبر ( ص ) بيمناك شده شمشيرى برداشت و به غارى كه در آن نزديكىها بود روان گرديد تا داخل آن شده بدان پناه برد ، در اين وقت يكى از شاميان ابو سعيد را تعقيب كرد ، ابو سعيد از ترس شمشير خود را كشيد و سرباز شامى را تهديد كرد ، او نيز شمشير كشيد و چون به ابو سعيد رسيد ابو سعيد به دو گفت :
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ
[ 1 ] ، سرباز شامى از او پرسيد تو كيستى ؟ گفت : ابو سعيد ، سرباز شامى گفت : صحابى رسول اللّه ( ص ) ؟ ابو سعيد گفت : آرى ، سرباز شامى او را رها كرد و پى كار خود رفت .
مسلم بن عقبه سه روز مدينه را مباح كرد و در اختيار سربازان نهاد ، ايشان نيز در آن سه روز به كشتار و غارت و اسير كردن مردم پرداختند .
گويند پس از آن هر گاه كسى مىخواست دخترش را شوهر بدهد بكارت او را ضمانت نمىكرد و مىگفت : شايد در وقعهء حرّه بكارت از او برداشته شده باشد . بدين جهت مسلم بن عقبه را مسرف نام نهادند .
تاخت و تاز به كعبه
شرح چگونگى تاخت و تاز به كعبه : پس از آن يزيد به كار سوم يعنى تاخت
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء مائده ، آيهء 28 .