تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
رسول خدا ( ص ) چشم بر هم نهاد ، و مردم با ابو بكر بيعت كردند ، و اين در سال دوازدهم از هجرت بود . و پايان اين دولت هنگامى بود كه امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) به قتل رسيد . و اين در سال چهلم از هجرت بود . نيز بايد دانست كه دولت مذكور از قبيل دولت‌هاى دنيوى نبود ، بلكه به امور پيغمبران و احوال اخروى بيشتر شباهت داشت ، و حق را بايد گفت كه زىّ اين دولت زىّ انبياء و راهنمايى ايشان همچون راهنمايى اوليا بود ، و فتح و كشورگشايىهاى آنها همچون فتوح پادشاهان بزرگ به شمار مىآمد . اما زىّ آنان ، خشونت در زندگى ، و قناعت در خوراك و پوشاك بود ، چنان كه هر يك از ايشان در حالى كه پيراهنى كهنه و وصله زده تا ساق خود در بر ، و تاسومه‌اى [ 1 ] به پا داشتند پياده در بازار رهسپار مىشدند ، و با تازيانه‌اى كه در دستشان بود كسانى را كه حدّ بر ايشان واجب مىشد مىزدند . نيز خوراك آنها از قبيل پست‌ترين خوراك فقراى رعيتشان بود . امير المؤمنين على ( ع ) در يكى از كلماتش از عسل و نان سفيد ياد نموده مىگويد : « اگر مىخواستم به اين شهد خالص و مغز گندم راه مىيافتم ، و ليكن هيهات كه هوس بر من چيره شود » . نيز بايد دانست كه آنان خوراك و پوشاك خود را نه از راه تنگدستى و ناتوانى از پست‌ترين خوراك‌ها و پوشاك‌ها برگزيده بودند . بلكه اين كار را براى مساوات و همدردى با بينوايان رعيت خويش و بازداشتن نفس خود از اميال و شهوات ، و رياضت دادن آن مىكردند ، تا نفسشان به برترين حالت خوى بگيرد ، و گر نه هر يك از
هامش
[ ( 1 - ) ] تاسومه : نوعى كفش است كه از پوست و دوال چرمى ساخته به پا مىكردند . ادى شير در كتاب : الالفاظ الفارسية المعربه تاسومه را معرب دانسته آن را پوست بريده مستطيل معنى كرده است . تاسومه تسمه : چرم خام و دوال چرمى را گويند . برهان قاطع .