خالد بن ثابت بن ربعى التميميه نهم ام سعد بنت عروة بن مسعود الثقفيه اما اولاد ذكور امير المؤمنين حيدر بروايت اكثر و اشهر پانزده نفر بودند برين موجب ( حسن ) و ( حسين ) و ( محسن ) ابناء ( فاطمه ) زهرا عليهم رضوان اللّه تعالى ( عبد اللّه ) و ( عثمان ) و ( عباس ) و جعفر كه از ام البنين متولد شده بودند و در كربلا شهيد گشتند ( عبيد اللّه ) و ( ابو بكر ) كه مادر ايشان ليلى بود ايضا در كربلا بعز شهادت فايز شدند يحيى و عون از اسماء در وجود آمدند ( محمد الاكبر ) كه بمحمد حنفيه اشتهار يافته از خوله تولد نمود ( و عمر الاكبر ) از ام حبيبه در وجود آمد ( محمد الاوسط ) بروايت مستقصى مادرش امامه بود ( محمد الاصغر ) بقول صاحب مقصد اقصى از ام ولد تولد نمود و باتفاق مواقف النساب از پنج پسر جناب ولايت مآب نسل ماند ( حسن ) و ( حسين ) و ( محمد حنفيه ) و ( عباس ) ( عمر ) رضى اللّه عنهم اما بنات مكرمات شاه كرامت صفات بروايتى هفده تن بودند به اين ترتيب ( زينب الكبرى ) و ( ام كلثوم الكبرى ) دختران فاطمهء زهرا ( ع ) ( رقيه بنت ام حبيبه ) ( ام الحسين ) و ( رمله الكبرى ) كه از ام سعد تولد نموده بودند و مادر ساير دختران شاه مردان از كتبى كه در وقت تحرير اين مختصر در نظر بود بوضوح نپيوست اما اسامى ايشان اينست ( ام هانى ) ( ميمونه ) ( ام كلثوم صغرى ) ( زينب الصغرى ) ( فاطمه ) ( امامه ) ( خديجه ) ( ام الكرام ) ( ام سلمه ) ( جمانه ) ( نفيسه ) ( ام جعفر ) و بروايت صاحب كشف الغمه محسن بعد از وفات سيد كاينات و قبل از انقضاء مدت حمل از فاطمه رضى اللّه عنها ساقط شد و ايضا در آن كتاب مكتوبست كه در روز شهادت شاه ولايت كرم اللّه وجهه چهار نفر از ازواج آن جناب زنده بودند ( امامه بنت ابى العاص ) و هى بنت زينب بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم و ( ليلى بنت مسعود التميميه ) و ( اسماء بنت عميس الخثعميه ) و ام البنين الكلابيه و بقول بعضى از مورخين اولاد ذكور امير المؤمنين حيدر چهارده نفر بودهاند و اولاد اناث نوزده و روايتى آنكه عدد بنات شاه امامت صفات از هژده تجاوز ننمود و درين باب اقوال ديگر نيز وارد گشته كه تفصيل آن موجب تطويلست و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب
اظهار شكر پروردگار باتمام مجلد اول ازين ارقام و اختتام سخن دعاء بر دوام دولت آصف جم احتشام
للَّه الحمد و المنه كه بمساعدت توفيق ابدى و موافقت تأييد سرمدى اين جميلهء بديع منظر كه مدتى مديد در لباس سواد مختفى بود كسوت بياض پوشيد و اين مخدرهء لطيف پيكر كه عهدى بعيد از منصهء ظهور هجران مينمود در خلعت تصحيح و حليه تنقيح جلوهگر گرديد نظم
شكر كه اين پيكر مشكين نقاب * * كرد عيان عارض چون آفتاب *
با رخ پر زيب و لب دلنواز * * جلوهگر آمد بر اهل نياز
يعنى مجلد اول ازين اجزا كه صحايف حكاياتش غمزداى خواطر اهل ملالست شرف اتمام گرفت و قسم نخستين ازين اوراق كه