تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
نورافشان سپهر ادب و پيغمبر على الشان عالى نسب ( حيث قال عليه من الصلوات اعليها و من التحيات انماها انا و على من شجرة واحدة و الناس من اشجار شتى ) انوار وجود فايض الجود مصطفوى و اضواء ذات ميمنت سمات مرتضوى از يك مشكوة پرتو ظهور گرفته و دوحهء سدره مثال چمن رسالت و نهال طوبى اتصال گلشن ولايت از فيضان يك جويبار صفت نشو و نما پذيرفته زيرا كه والد بزرگوار خاتم الانبياء عبد اللّه بن عبد المطلب است و پدر عالى مقدار شاه اولياء ابو طالب بن عبد المطلب و مادر پاكيزه گوهر على مرتضى فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف است و آن مستوره اول هاشميه بود كه از وى هاشمى تولد نمود و ولادت شاه ولايت بروايتى روز جمعه سيزدهم رجب سنة ثلاثين از واقعهء فيل دست داد و بقولى طلوع آن مهر سپهر خداپرستى از مطلع هستى در سنهء ثمان و عشرين از حادثهء مذكوره اتفاق افتاد و تولد آن مولود عاقبت محمود در نفس خانهء كعبه روى نمود زيرا كه بحسب اقتضاء قضا بلكه بمحض مشيت ايزد تعالى نزديك به وضع حمل والدهء ماجده‌اش در طواف بيت اللّه بود و اين سعادت بروايتى از اول آفرينش تا غايت هيچ آفريده را ميسر نگشته وصيت صحت اين خبر نزد مورخان فضيلت‌پرور از شايبهء شبهه و دغدغه مظنه در گذشته بيت
شد او در و بيت الحرامش صدف * * كسى را ميسر نشد اين شرف
و چون ديدهء ابو طالب از نور جبين مبين آن گوهر شب چراغ روشنائى گرفت ميان او و فاطمه در تعيين اسم شريفش اختلاف واقع شد چه مدعاء ابو طالب آنكه آن قرة العين ولايت را زيد نام نهد و فاطمه ميخواست كه آن فرزند ارجمند باسد موسوم باشد و قولى آنكه فاطمه آن جناب را حيدر نام نهاد و رجز مصراع
ان الذى سمتنى امى حيدره
- مؤيد اين قول است بيت
چو مادر بديدش غضنفر نهاد * * از آن صورتش نام حيدر نهاد
بالاخره پدر و مادر بنابر استصواب حضرت رسالت مآب يا بموجب تلقين هاتف غيبى اسم همايونش را بر على قرار دادند اما كنيت جناب ولايت انتساب ابو الحسن و ابو السبطين و ابو الريحانتين و ابو تراب و القاب شاه مردان فراوان است امير المؤمنين امام المسلمين امام المتقين يعسوب المسلمين قائد الغر المحجلين امير النحل مرتضى اسد اللّه ولى اللّه بيضة البلد وصى الاحمد در سلك القاب ميمنت ايابش انتظام دارد و چنانچه صاحب كشف الغمه از كتاب مواليد ائمه كه مؤلف آن عبد اللّه بن خشاب است نقل نموده سيد الموصلين و سيد الوصيين و قسيم النار و الجنة نيز از جملهء القاب حيدر كرار است و نقش خاتم حاتم آئين امير المؤمنين على ( الملك للّه ) بود القصه چون چشم همايون سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم بر جمال خورشيد مثال مرتضوى افتاد و انوار ولايت الهى در بشره خجسته‌اش مشاهده فرمود همگى همت عالى نهمت برتر بيتش مصروف داشت و بعد از آنكه مدت پنج سال از سن شريف آن نهال چمن اقبال بگذشت رسول حضرت ذو الجلال او را از حجر مرحمت والدين بظل عاطفت خويش جاى داده به منزل همايون برد مثنوى
بايام طفلى امام البشر * * بسر برد اندر سراى پدر * بسن صبى نزد خير الانام * * بكسب كمالات كرد اهتمام
و چون رسول عالى