تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
پس ديدم رسول را كه آن وجه را ميگردانيد در كنار خود و ميگفت ضرر نميرساند عثمان را هر عملى كه كند بعد از امروز اين حديث را دوبار تكرار كرد و در صحيح مسلم از عايشه رضى الله عنها مرويست كه خفته بودم با رسول صلى الله عليه و سلم در خانهء خود تكيه زده كاشفا عن فخذيه او ساقيه پس استيذان كرد ابو بكر و او را اذن فرمود و حضرت بر همانحال بود و سخن كرد با صديق پس اذن درآمدن طلبيد عمرو اذن يافت و حضرت بر همان‌سان با او سخن گفت پس استيذان نمود عثمان پس پيغمبر بنشست و جامهء خود راست ساخت تا موضعى كه مكشوف بود پوشيده شد عايشه رضى الله عنها گويد كه چون شيخين و ذو النورين رضى الله عنهم از مجلس همايون بيرون رفتند گفتم يا رسول الله ابو بكر و عمر متعاقب يكديگر درآمدند و از ايشان هيچ دهشت نكردى و باك نداشتى و عثمان كه بعد از ايشان درآمد بنشستى و جامه بر بدن مبارك راست كردى ( فقال كيف لا استحى من رجل تستحى منه ملائكة الرحمن ) و روايتى آنكه فرمود كه عثمان مردى كثير الحياست گفتم شايد او را به من حاجتى باشد و چون مرا به آن هيئت بيند شرم دارد كه حاجت خود را عرض كند و در جامع ترمذى از طلحة بن عبيد الله مرويست كه رسول صلى الله عليه و سلم فرمود كه هر پيغمبرى را رفيقى است در بهشت و رفيق من عثمان است در روضة الاحباب مسطور است كه روزى رسول صلى الله عليه و سلم بخانهء امير المؤمنين عثمان تشريف برده ديد كه رقيه رضى الله عنها سر ذو النورين را شانه مىكند فرمود كه اى دخترك من گرامى دار عثمان را كه بدرستى كه وى اشبه اصحاب منست از روى خلق به من و روايتى آنكه بر زبان الهام بيان گذرانيد كه ( انا نشبه عثمان بانبيا ابراهيم عليه السّلام ) و هم در كتاب مذكوره مزبور است كه روزى ام كلثوم بنت رسول الله صلى الله عليه و سلم نزد آن سرور رفته گفت زوج فاطمه بهتر است از شوهر من پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم زمانى ساكت بوده جوابى نفرمود آنگاه گفت كه شوهر تو از آن جمله است كه او را خدا و رسول دوست ميدارند و او نيز خدا و رسول را دوست ميدارد و در بهشت منزلى براى وى تعيين كرده‌اند كه هيچ احدى از امت من فوق آن منزلى ندارد و همدر آن كتاب مسطور است كه روزى جنازه‌اى به نظر حضرت پيغمبر درآوردند تا نماز گذارد اصحابرا فرمود كه شما برويد و نماز گذاريد كه من بر اين ميت نماز نميگذارم سبب پرسيدند جواب داد كه ( انه كان يبغض عثمان ابغضه اللّه ) در كتب اكثر علماء سير اين خبر سمت تحرير يافته كه در غزوهء حديبيه كه عثمان رضى اللّه عنه باشارت پيغمبر آخر الزمان به مكه رفته محبوس گشته بود شيطان در معسكر مسلمانان اين صدا درانداخت كه مشركان بقتل ذو النورين مبادرت نمودند بنابرآن رسول صلى اللّه عليه و سلم پشت مبارك بر درختى نهاده اصحاب هدايت انتساب را بتجديد بيعت دعوت فرمود چنانچه شمه‌اى از آن حكايت در ذكر غزوهء مذكوره سبق ذكر يافت و بعد از وقوع بيت الرضوان بوضوح پيوست كه عثمان در سلك احيا انتظام دارد و حضرت خير الانام عليه الصلاة و السلام بر زبان الهام بيان گذرانيد كه چون عثمان براى كار خدا و رسول او به مكه رفته