تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
رضى اللّه عنه و حارث بن كلده مطيب از آن طعام خوردند و در اثناء اكل حارث گفت يا خليفهء رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم درين خوردنى زهر يك ساله است و من و تو بيك روز از عالم خواهيم رفت هردو در همان روز بيمار گشته و مدت يكسال مريض بوده در اواخر جمادى الآخر سال سيزدهم از هجرت وفات يافتند و در سبب موت آن جناب اقوال ديگر نيز ورود يافته كه در ايراد آن فايده متصور نيست و امير المؤمنين ابى بكر رضى اللّه عنه در ايام مرض چون دانست كه زمان ارتحال از دار الملال نزديك است فاروق اعظم را بولايت عهد تعيين نمود و در آن باب وثيقه‌اى در قلم آورد و نخست طلحة بن عبيد اللّه و بعضى ديگر از صحابه در باب خلافت امير المؤمنين عمر اندك مضايقه كردند و بالاخره سر اطاعت بر خط فرمان صديق اكبر نهادند در روضة الصفا مسطور است كه امير المؤمنين ابى بكر رضى اللّه عنه در وقتى كه پهلو بر بستر ناتوانى داشت فرمود كه چون مرا حالتى كه ناگزير مخلوقاتست روى نمايد و شربت فنا چشيده آيد و از غسل و تكفين و نماز فراغت دست دهد جنازه مرا قريب بروضهء منوره مصطفى عليه من الصلاة اشرفها ببريد و بگوئيد كه يا رسول اللّه ابو بكر آمده است و دستورى ميخواهد كه درآيد اگر اجازت شود مرا در جنب قبر معطر خير البشر دفن كنيد و علامت رخصت حضرت آن باشد كه در روضه بى از آنكه كسى متصدى گشادن آن شود مفتوح گردد و اگر دستورى نيابيد جسد مرا در گورستان بقيع مدفون گردانيد آنگاه بر زبان الهام بيان راند كه
( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
اين كلمات روز يكشنبه از آن جناب صدور يافت و روز دوشنبه ببهشت عدن شتافت گويند آخر سخنى كه ابو بكر صديق رضى اللّه عنه به آن متكلم شد اين بود كه ( توفنى مسلما و الحقنى بالصالحين ) اصحاب هدايت انتساب بعد از اقامت مراسم تجهيز و تكفين و اداء نماز جنازهء رحمت اندازهء او را قرب بخوابگاه حضرت رسالت آورده الفاظى كه تلقين كرده بود بر زبان آوردند در ساعت در روضه باز شد لاجرم در جنب مرقد مطهر خير البشر بحفر قبر قيام نموده ولد صديق اكبر عبد الرحمن و فاروق اعظم و ذو النورين و طلحه بقبر درآمدند و در شب آن جناب را دفن كردند نقلست كه چون خبر اين واقعهء كبرى به پدر صديق اكبر ابو قحافه رسيد اصلا متغير نشد و گفت ( للّه ما اخذو له ما اعطى ) و ابو قحافه بعد از چند ماه از فوت پسر در مكه بعالم ديگر انتقال نمود و به صحت پيوسته كه ابو بكر صديق رضى اللّه عنه زاهدترين و متواضع ترين صحابه بود و در ايام خلافت جامه پشمينه پوشيدى و در تكلف مأكول و ملبوس نكوشيدى در روضة الاحباب مسطور است كه در آن روز كه صديق اكبر رضى اللّه عنه بخير البشر صلى اللّه عليه و سلم ايمان آورد چهل هزار درم نقد داشت و همه را در طريق رضاء حق سبحانه و تعالى صرف نمود لاجرم عنايت بىغايت احمدى قد قدرش را به لباس خجسته اساس حديث ( ما نفعنى مال احد قط مثل ما نفعنى مال ابى بكر ) مزين گردانيد و رحمت بىنهايت محمدى ( ص ) كام جانش را از كاس ( ان من آمن الناس على فى صحبته و ماله ابا بكر ) شربتى نافع چشانيد و كلام معجز انتظام
( وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى )
كه در شأن