آن شهر فرود آمده در باب محاصره و محاربهء شاميان اهتمام كرد و در خلال آن احوال معلوم شد كه چون خبر واقعهء اجنادين بسمع هرقل رسيده لشكر بسيار ترتيب نموده بعدد رؤساء جنود اسلام چهار سردار تعيين كرده بجانب خالد روان گردانيده لاجرم خالد باتفاق ساير سپهسالاران اسلام از ظاهر دمشق برخاسته روى بروميان آورد و در كنار نهر يرموك بديشان رسيده از جانبين به تسويهء صفوف پرداختند و خود را مستعد جنگ و جدال و حرب و قتال ساختند و در آن معركه جنود روم سيصد هزار بودند و لشكر اسلام بقولى چهل هزار و پيش از آنكه دليران روزگار بهيجان غبار معركهء كارزار پردازند قاصدى از مدينه رسيده بآواز بلند گفت مژده باد اى مسلمانان كه اينك از نزد خليفهء رسول خدا دوازده هزار سوار خنجرگذار بمدد شما ميرسد و در پهلوى خالد ايستاده او را از فوت صديق اكبر و خلافت امير المؤمنين عمر خبر داد خالد گفت برين تقدير من از امارت لشكر معزولم قاصد جواب داد كه بلى سردارى اين سپاه تعلق بابو عبيدة بن الجراح گرفت القصه باوجود اين استماع اخبار خالد دل از جاى نبرد و باتفاق ساير مردان بميدان نبرد تاخته دود مرگ از جان كفار برآورد نظم
بهرسو كه خالد برآورد تيغ * * فرو ريخت خون همچو باران ز ميغ *
گهى جانب چپ گهى سوى راست * * بزد تيغ و از كافران كينه خواست
- و ساير سرداران مسلمانان شمشير جهاد آخته و بر شاميان تاخته اعدا نيز لوازم كشش و كوشش بتقديم رسانيدند شعر
دهاده برآمد ز هردو گروه * * زمين شد ز سم ستوران ستوه *
به خون يلان خاك آغشته شد * * تو گفتى زمين ارغوان كشته شد
بالاخره رياح نصرت احديت از مهب عنايت بىغايت بر شقه علم امت سيد عالم صلى الله عليه و سلم وزيده لشكر قيصر فرار برقرار اختيار كردند و در آن معركه قرب صد و بيست هزار كفار كشته گشته از اهل اسلام سه هزار نفر شربت شهادت چشيدند و آن مقدار غنيمت بدست مسلمانان افتاد كه بنان بيان از تعداد آن بعجز و قصور اعتراف مينمايد بيت
ز بسيارى رخت و اسب و شتر * * دل و ديدهء مفلسان گشت پر
و بعد از اجتماع غنايم و انضباط رخوت و بهايم خالد نزد ابو عبيده رضى الله عنه رفته او را از فوت امير المؤمنين ابى بكر و خلافت امير المؤمنين عمر و عزل خود و نصب او بامارت لشكر خبر داد و ابو عبيده بتقسيم غنايم پرداخته خمس آن اموال را بمدينه فرستاد و بموجب نوشته كه از نزد فاروق اعظم باسم او صدور يافته بود نصف جهات خالد را نيز گرفته ارسال داشت و اين معنى بر خاطر لشكريان بغايت گران آمد و اللّه المستعان
ذكر وفات امير المؤمنين ابى بكر الصديق و بيان بعضى از فضايل آن سالك مسالك توفيق
در روضة الاحباب مسطور است كه سبب فوت صديق اكبر آن بود كه يكى از معارف يهود آنجنابرا ضيافت نمود و زهر در طعام تعبيه كرده امير المؤمنين ابى بكر