بكفايت مهم خود پرداخت سيوم آنكه بموضعى رسيديم كه شترى به زانو درآمده بود و چون آن شتر خير البشر را ديد برجست و نزد وى آغاز تضرع و زارى نمود چنانچه فرزند پيش پدر و مادر كند آنحضرت فرمود كه از قوم خود چه شكايت دارى جواب داد كه يا رسول اللّه مردم من پيش از اداء نماز خفتن بخواب ميروند ميترسم كه خداى تعالى ايشان را عذاب نمايد و حضرت رسالت مآب آن قوم را طلبيده گفت نماز خفتن گذارده بخواب رويد نظم
شتر گه با پيمبر راز گويد * * گهى كوه از غم دل باز گويد *
ز حد بيرون بود اعجاز خاتم * * كنم ختم سخن و اللّه اعلم
اما ملخص اينحكايات غرايب آيات آنكه عنايت بيغايت حضرت احديت ذات كامل صفات محمدى را مظهر جميع معجزات بينات انبياء مرسلين گردانيده بود و صورت هر خوارق عادتى كه آنحضرت مايل تصوير آن شدى بر صحيفهء هستى بابلغ وجهى جلوهء ظهور مينمود و خامهء مكسور اللسان را تحرير تمامى آن امور بعجز و قصور اعتراف مينمايد و باظهار شكر و سپاس الهى بر اتمام اين جزو ميمنت انجام زبان بيان ميگشايد مثنوى
به حمد الله مساعد گشت ايام * * سيوم جزو از كتابم يافت اتمام *
به من شد خاتم دولت مسلم * * چو آمد در قلم اوصاف خاتم *
زهى سلطان تخت لى مع الله * * ز قصر قدر او انديشه كوتاه *
به صورت خاتم احكام دين است * * بمعنى مقتداى مرسلين است *
بشير بعثتش عيسى مريم * * طفيل مقدم او جمله عالم *
زبان عاجز ز وصف حال او شد * * دل و جانم فداى آل او شد *
زهى آلى كه باشد از كرامت * * مكرم نسل ايشان تا قيامت *
جهان روشن ز نور راى ايشان * * بود فردوس اعلى جاى ايشان *
ز مدح اينگروه پاك طينت * * چو اين اوراق يابد زيب و زينت *
اميدم اين بود از فضل بارى * * كه نبود نامهام از فيض عارى
زهر حرفش فروغ صدق تابد * * باحسن صورتى اتمام يابد *
ملالت خيزد از گفتار بسيار * محل اختصار آمد پديدار *
از آن رو طاير كلك سخنساز * * سوى جزو چهارم كرد پرواز
تمام شد جزو سيم از جلد اول از كتاب حبيب السير