مأمور شده كلمهاى چند در سلك نظم كشيد كه موجب تحسين و آفرين گرديد بعد از آن اعيان بنى تميم بعظم شأن و فصاحت بيان محمديان قايل گشته سراچهء قلوب ايشان بانوار ايمان صفت روشنائى گرفت و رسول صلى الله عليه و سلم باطلاق اسيران آن قوم حكم نمود و ايشان را بعطايا سرافراز ساخته رخصت معاودت ارزانى فرمود و همدرين سال حيدر كرار بموجب فرموده سيد ابرار صلوات الله عليه و آله الاخيار الى انقراض الادوار با صد و پنجاه سوار جهت تخريب بتخانه فلس بميان قبيلهء طى شتافت و آن بتخانه را ويران كرده عدى ولد حاتم از بيم تيغ ابن عم حضرت خاتم صلى الله عليه و سلم به طرف شام گريخت و خواهرش با بردهء بسيار و اموال بيشمار بدست حيدر كرار رضى الله عنه افتاده آن جناب بقسمت غنايم پرداخت اما دختر حاتم را داخل سبايا نگردانيد و همراه خود بمدينه آورد و رسول صلى الله عليه و سلم آن ضعيفه را بموجب دلخواه او به وطن مالوف باز فرستاد و چون دختر حاتم با برادر ملاقات كرد او را از احوال سيد كاينات عليه افضل الصلاة آگاه گردانيده بجانب مدينه روانه ساخت و عدى در سال دهم از هجرت بملازمت آنحضرت رسيده مسلمان شد ديگر از وقايع سال نهم آنكه خاطر اشرف سيد المرسلين از امهات مؤمنين ملالتى يافته قسم ياد فرمود كه مدت يك ماه با ايشان ملاقات نفرمايد و در سبب اين سوگند ارباب سير وجوه متعدده گفتهاند روايت مشهوره آنكه روزى حفصه رضى الله عنها از حضرت خير البريه عليه السّلام و التحية رخصت طلبيده بديدن پدر خود رفت و در غيبتش آنحضرت ماريه قبطيه را در همان خانه طلبداشته بصحبت وى مشغولى نمود و حفصه همان لحظه از منزل پدر باز گشته بر حقيقت حال اطلاع يافت و آغاز گريه كرده گفت يا رسول الله در فراش من با كنيزك مجامعت مينمائى رسول صلى الله عليه و سلم چون غايت اضطراب حفصه را مشاهده فرمود در مقام تسلى خاطر او شده گفت تو راضى هستى كه من ماريه را بر خود حرام سازم جواب داد كه هستم و سيد عالم صلى الله عليه و سلم آن كنيزك را بر خويشتن حرام كرد اما حفصه را وصيت فرمود كه اين راز را با هيچكس مگوى و حفصه بحسب ظاهر اين معنى را قبول نمود و چون رسول صلى الله عليه و سلم از خانه بيرون رفت كيفيت حال را با عايشه صديقه درميان نهاد و در وقتى كه عايشه رضى الله عنها بشرف ملاقات سرور كاينات فايز گشت به زبان تعرض گفت يا رسول الله در ايام نوبت من با ماريه صحبت دار تا باقى اوقات ازواج ترا خالص و سالم باشد و رسول صلى الله عليه و سلم از شنيدن اين سخن متغير گشته جهت تأديب زوجات مطهرات سوگند خورد كه مدت يك ماه ايشان را نهبيند و آيات اوايل سورهء تحريم در آن ايام نازل شد و آنحضرت بعد از آنكه بيست و نه روز امهات مؤمنين را از شرف مصاحبت خود محروم ساخت بار ديگر طريق التفات مسلوك داشته نخست بحجرهء صديقه رضى الله عنها رفته بتفقد حال او پرداخت و همدرين سال رجم سبيعه غامديه كه بزنا اعتراف نموده بود بوقوع پيوست بيان اين سخن آنست كه قبل از اين تاريخ بسه سال عورتى از غامد بمجلس همايون رسول مهيمن بيچون آمده بزنا اعتراف نمود
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 397
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٣٩٧