صخره بيت المقدس برد و نردبانى كه يك پايهء آن از ياقوت سرخ و يكى از زمرد سبز و يكى از طلا و يكى از نقره بود از صخره تا آسمان ظاهر شده بيت
و زانجا رسول فلك احتشام * * برآمد برين چرخ فيروزه فام
و چون به آسمان اول رسيد جبرئيل آن حضرت را بباب الحفظه كه يكى از ابواب سپهر دنياست رسانيد و طلب فتح الباب نموده فرشتهء اسمعيل نام كه با دوازده هزار فرشته بر آن در موكل است پرسيد كه كيست جبرئيل جواب داد كه منم از جبرئيل باز سئوال كرد كه كيست با تو گفت محمد اسمعيل گفت او را طلبيده اند روح الامين گفت آرى پس در بگشود گفت مرحبا به فنعم المحى جاء و به اين دستور صلى اللّه عليه و سلم بمرافقت جبرئيل طبقات سموات را در نوشته غرايب و عجايب بسيار ملاحظه فرمود و آدم را در آسمان اول و يحيى و عيسى را در فلك دوم و يوسف را در سپهر سيوم و ادريس را در آسمان چهارم و هارون را در فلك پنجم و موسى را در فلك ششم و ابراهيم را در سپهر هفتم ديد و با هريك از انبياء عالىشان مراسم تحيت و سلام بتقديم رسانيد و بعد از طى طبقات سموات سبعه بسدرة المنتهى رسيد و آن درختيست كه ميوهء آن در بزرگى مثل سبوهاء هجر و برگ آن مانند گوش فيل و غاشيهء آن از نور خداوند جليل و چندان فرشته در حوالى آن شجره بودند كه عدد ايشان غير علام الغيوب كس نميداند و مقام جبرئيل عليه السّلام در ميان آندرختست از حضرت مقدس نبوى صلوات اللّه و سلامه عليه منقولست كه فرمود كه در اصل سدرة المنتهى چهار جوى ديدم دو نهر ظاهر و دو نهر مخفى و از جبرئيل حال آن جويها را پرسيدم جوابداد كه دو نهر باطن داخل انهار بهشتست و دو جوى ظاهر نيل و فرات به ثبوت پيوسته كه در نواحى سدرة سه ظرف به نظر انور خير البشر صلى اللّه عليه و سلم آوردند يكى پر از عسل بود و ديگرى از شير و سيم از خمر نبى بشير به شير ميل فرموده آن را بياشاميد جبرئيل آنحضرت را گفت نيكو كردى فطرت را يعنى دين اسلام را فراگرفتى و امت تو بر آن خواهند بود اگر خمر را مىآشاميدى امت تو گمراه ميشدند و اگر به عسل ميل مينمودى حلاوت دنياء دنى ايشان را فريفته ميساخت بروايت جمعى كثير از روات سير حضرة خير البريه عليه السلام و التحيه در آن شب ببهشت برين خراميد و عجايب و غرايب جنان و منازل و درجات بهشتيان را مشاهده فرموده از ميوه اشجار رياض خلد آثار تناول نمود و همچنين در همانشب رسول عرب را صلوات اللّه و سلامه عليه بر دركات دوزخ و كيفيت عذاب و عقاب كفر و اهل عصيان اطلاع حاصل شد و چون حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و سلم بمرافقت امين ايزد تعالى از سدرة المنتهى درگذشت جبرئيل آنحضرت را بر خود تقديم كرد و از عقب روان گشت تا بحجابى رسيد آنگاه فرشتهاى از وراء حجاب دست بيرون آورده آنحضرت را برداشت و جبرئيل بازايستاد بيت
چنان گرم در تيه قربت براند * * كه در سدره جبرئيل از او باز ماند
بعد از آن خاتم الانبيا تنها قطع مسافت نموده چون هفتاد حجاب طى فرمود براق نيز ساكن شده و رفرفى سبز ظاهر گشت كه نور آن بر نور آفتاب غالب بود رسول صلى اللّه عليه و سلم بر آن رفرف نشسته پس از قطع منازل بپاى عرش مجيد رسيد و باصناف الطاف الهى فايز گرديد مثنوى
چو