تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
بالا گشته چه بعضى از احاديث دلالت بر آن مىكند كه آنحضرت در خانه خاصه خود بود كه جبرئيل نزول نموده او را بمعراج برده و روايتى آنكه خير البريه در حطيم تشريف داشته كه آنصورت دست داده و قولى آنكه در حجره‌اى بوده و روايت اشهر آنكه در آن شب رسول عرب و عجم در خانه ام هانى بنت ابو طالب به تهيه اسباب خواب اشتغال مينموده كه جبرئيل جهة آن مهم آنحضرت را از آنجا بيرون آورده و برين قياس در ميان روات اختلافست كه روح مطهر خير البشر صلى الله عليه و سلم را با جسد در حالت بيدارى بمعراج برده‌اند يا آنكه در وقتى كه حضرت رسالت مآب در خواب بوده روح شريفش را بملاء اعلا رسانيده‌اند و جسد اطهرش را همچنان گذاشته‌اند چنانچه در روضة الاحباب مسطور است كه عايشه رضى الله عنها و معويه و حسن بصرى برين مذهب رفته‌اند و سخن محمد بن اسحق نيز مشعر به اين معنى است و بعضى برآنند كه اسراى خير الورى تا بيت المقدس به بيدارى بود و عروج بر طبقات سموات بخواب و ظاهر آيهء
( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي )
مؤيد اين روايتست و اكثر اكابر سلف و خلف بر آن رفته‌اند كه معراج خاتم الانبياء عليه من الصلوات اتمها و انماها به بيدارى بود و روح مطهر آنحضرت بمرافقت جسد معطر در بعضى از شب از مكه به بيت المقدس رفته و از آن جا باوج سموات عروج فرموده و نزول آيت با عنايت
( ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى )
مؤيد اين معنى است القصه بيت
نيمه شب آن پيك الهى ز دور * * آمد و آورد براقى ز نور
و براق مركبى بود از استر خوردتر و از درازگوش بزرگتر رويش مشابه روى آدمى و گوشهاء او مانند اذن فيل و يال او مثال يال اسب و گردنش بسان گردن كرگدن و دنبالش چون دم اشتر و سينه‌اش همچو سينه استر و قوايمش بقولى چون قوايم گاو و بروايتى مثل قوايم شتر و سمهاء او بسم گاو مانند بود و سينهء او شبيه ياقوت احمر مينمود و پشتش مماثل در بيضاء بود كه از غايت صفا ميدرخشيد و دو پر بر ران داشت كه ساق وى را مىپوشيد و زينى از زينهاء مراكب بهشتى برو نهاده بودند و آن مركب بمرتبه‌اى تيزرفتار بود كه تا آنجا كه چشم كار ميكرد بيك گام ميخراميد مثنوى
جوادى قمرسير و گردون‌خرام * * براقى چو نور بصر تيزگام * ز آب و ز خاكش نبوده سرشت * * چريده ببستان سراى بهشت * نبوده ز زين و لجامش گزند * * نينداخته كس بسويش كمند * كه ناگه به حكم جهان آفرين * گرفتش عنان جبرئيل امين * رسانيد نزديك خير الانام * * كه اى داده كار زمين را نظام خرامش كن امشب بسوى سپهر * * خجل ساز از روى خود ماه و مهر *
لاجرم سيد عالم صلوات اللّه عليه و سلم پاى مبارك در ركاب سعادت انتساب آورده مصراع
برق صفت جست به پشت براق
و بمرافقت جبرئيل و ميكائيل و جمعى ديگر از فرشتگان متوجه مسجد اقصى گشت و بعد از وصول ارواح مشاهير انبيا را آنجا به صورت جسمانى حاضر يافته باشارت جبرئيل پيش رفت و دو ركعت نماز گذارد و پيغمبران و ملايكه اقتدا بانحضرت كردند و پس از فراغ نماز و اداء مناء و حمد كريم كارساز جبرئيل عليه السّلام آن پيغمبر عاليمقام را بموضع